[[{"content_id":396155,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"نشست ادبی «عزیز خدا شهید»","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"نشست ادبی «عزیز خدا شهید» در گرامیداشت شهید سیدهاشم صفی الدین و شهید عباس نیلفروشان با حضور جمعی از شاعران حوزه ایران فرهنگی به میزبانی گروه بین المللی هندیران برگزار شد.","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nبه گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، در این محفل ادبی که با بداهه نویسی مسعود ربانی همراه بود شاعرانی چون علیرضا قزوه، امیر عاملی، ایرج قنبری، رسول شریفی، کمیل کاشانی، سید مسعود علوی تبار، مهدی باقرخان، محمد مهدی عبداللهی ، سید غافر رضوی، ناصر دوستی، محمد عشرت صغیر، نغمه مستشار نظامی، میترا ملک محمدی، آسیه مرادپور، نجمه پور ملکی، نگین نقیبی، مریم بسحاق، فرزانه قربانی، سارا عبداللهی فر و صبا فیروزی حضور داشتند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرخی از اشعار ارایه شده در این نشست به قرار ذیل است:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنغمه مستشار نظامی\r\n\r\nیک قطره ز خون جرعه نوشان فرات\/ پاشید به جان شط جوشان فرات\r\n\r\nدل قطره اشکی شد و بیتاب افتاد\/ در غربت روضه خموشان فرات\r\n\r\nجوشید و می اندر می ناب آوردند\/ از صبح ازل مشک به دوشان فرات\r\n\r\nجز دست ابالفضل علمداری نیست\/ در معرکه آینه پوشان فرات\r\n\r\nآن دست عزیز ارمغان آورده ست\/ صد آینه از چشم خروشان فرات\r\n\r\n&laquo;عباس&raquo; شهید غرق کن فرعون را\/ با معجزه &laquo;نیل&zwnj;فروشان&raquo; فرات\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nکمیل کاشانی\r\n\r\nهمه عمر رفتی به سوی شهادت\/ که مستی کنی از سبوی شهادت\r\n\r\nچه مستانه در کوی دیدار، سردار\/ بغل باز کردی به روی شهادت\r\n\r\nبه قد قامت وصل تکبیر گفتی\/ گرفتی ز خون تا وضوی شهادت\r\n\r\nبه باغ تنت زخم ها شد شکوفا\/ مشام تو پر شد ز بوی شهادت\r\n\r\nزدی پشت پا عاشقانه به دنیا\/ که بودت به دل آرزوی شهادت\r\n\r\nتو در پای جانان گذشتی ز جان و\/ خدا بر تو داد آبروی شهادت\r\n\r\nشهیدان در خون طپیده به ما هم\/ بگویید راز مگوی شهادت ...\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسید مسعود علوی تبار\r\n\r\nای داغ بیا آتشی از سینه برافشان\/ کاشوب دل ماست غم نیل فروشان\r\n\r\nاز او بسرا تا همه از جنس شجاعت\/ خیزد ز دل دفتر ما موج خروشان\r\n\r\nجز آتش خونخواهی و جز دود غم او\/ &zwnj;ما هیچ نداریم در این سینه جوشان\r\n\r\nهیهات دلا چون به رهش سر نفشانی\/ بر خیز و کفن بر تن صد چاک بپوشان\r\n\r\nاین بادیه سینه همان وادی سیناست\/ کز آتش آه نفس اوست خروشان\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفرزانه قربانی\r\n\r\nعبای خاکی تو زیر آوار\/ مرا با گریه یاد مادر انداخت\r\n\r\nسعادتمند بودی و شهادت\/ تو را با دشمنان دین در انداخت\r\n\r\nدلت بیروت خونین بود و باید\/ به قلب حادثه پر می کشیدی\r\n\r\nمیان معرکه مثل شهیدان\/ به جمع دوستانت می رسیدی\r\n\r\nحماسه آفرین بودی و دیدیم\/ میان مشتهای تو خطر را\r\n\r\nبه لرزه در میامد هر که می دید\/ به روی شانه های تو تبر را\r\n\r\nسحر انگیزه چشم ترت بود\/ اذان تکثیر می شد از صدایت\r\n\r\nچه در سر داشتی در زیر آوار\/ که خلوت کرده بودی با خدایت\r\n\r\nقسم بر نام والا و شریفت\/ تو را در آسمان ها برگزیدند\r\n\r\nبرای امتداد راه پاکت\/ شهادت را به شوقت آفریدند\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nناصر دوستی\r\n\r\nبگو ستاره بیروت از آسمان چه خبر؟\/ تنِ تَنیده به یاقوت از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nدرخت زخمی زیتون و بُغض سیب و انار\/ درخت زخمی شاتوت از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nدوباره چشم جهان شد در این هیاهوها\/ به راز سرخ تو مبهوت، از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nشدی دوباره تو غالب به حکم &laquo;مِن فِئَه&raquo;\/ بگو تو حضرت طالوت از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nشبی به خطّ مُقدّم چو شیر شرزه، زدی\/ تَشَر به لشکر جالوت، از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nزدی به نیل خروشان شبیه خط شکنان\/ به زیر بارش باروت، از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nدوباره در دل آتش زدی شبیه خلیل\/ تبر به پیکر طاغوت، از آسمان چه خبر ؟\r\n\r\nبه ذکر &laquo;نصرُ مِن الله&raquo; لرزه افکندی\/ به جان دشمن فرتوت، از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nو نظم سُست ترین خانه شیاطین را\/ به هم زدی تو به یک فوت! از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nشبی به عرش سپُردی تو دست ضاحیه را\/ پریدی از دل ناسوت، از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nشده ست خون تو با خون سرخ &laquo;نصرُالله&raquo;\/ به شهر ضاحیه مخلوط، از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nبه روی دوش وطن عطر سیب پاشیدی\/ شهید خفته به تابوت از آسمان چه خبر؟\r\n\r\nبرو سرت به سلامت سفر بخیر، امّا\/ بگو مسافر لاهوت از آسمان چه خبر؟\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nرسول شریفی\r\n\r\nصبحیم و به آفتاب ایمان داریم\/ نیلیم و هزار موج پنهان داریم\r\n\r\nمردان شهادتیم و در عرصه رزم\/ لشکر، لشکر نیلفروشان داریم\r\n\r\nسید تصور مهدی (پتنا، هندوستان)\r\n\r\nگهی درد و محن را می ستائیم\/ گهی دار و رسن را می ستائیم\r\n\r\nشهادت ها مبارک ای شهیدان\/ تو و سید حسن را می ستائیم\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنجمه پور ملکی\r\n\r\nای عصای دست یعقوبِ حزین عباس من!\/ بوی پیراهن ندیدم اینچنین عباس من!\r\n\r\nاصفهان، نصف جهان در انتظارت پیر شد\/ سروقامت آمدی ای آفرین! عباس من\r\n\r\nپرچمی دیگر زدی بر قله&zwnj;ها، چشمت زدند\/ کم ندارد مثل تو این سرزمین عباس من\r\n\r\nبوی زیتون می وزد از پرچم تابوت تو\/ با که بودی لحظه های آخرین؟ عباس من\r\n\r\nعاشق سیدحسن بودی شدی مثل حسین\/ آخرِ پروانگی یعنی همین عباس من\r\n\r\nسنگر و خیبرشکن بودی برای جبهه ها\/ در پی ات سنگرشکن ها در کمین عباس من\r\n\r\nچشم هایت در میان قتلگاه ضاحیه\/ قصه ای دارد غریب و دلنشین عباس من\r\n\r\nدر میان روضه های کربلایت بیشتر\/ غصه خوردم از عمود آهنین عباس من\r\n\r\nدر نبودت ای عموی خیمه ها هر شب شکست\/ بغضِ خان یونس، رفح، غزه، جِنین عباس من\r\n\r\nدور تا دور تو دریا بود و کامت تشته بود\/ کاش هرگز نشنود ام البنین عباس من\r\n\r\nخم به ابرویم نیاوردم خدایا راضی ام\/ دست هایت شد فدای راه دین عباس من\r\n\r\nاشک شوق وعده صادق نسیم قدس بود\/ ابرم و دارم به این باور یقین عباس من\r\n\r\nجای &laquo;ابراهیم و اسماعیل و قاسم&raquo; خالی است\/ در نماز قدسِ روز اربعین عباس من\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمریم بسحاق\r\n\r\nهر چند بلا پشت بلا می&zwnj;آید\/ روز خوش انتقام ما می&zwnj;آید\r\n\r\nکشتند ستاره&zwnj;های ما را غم نیست\/ خورشید پس از ستاره&zwnj;ها می&zwnj;آید\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعمادالدین ربانی\r\n\r\nتو بودی با یزیدان گرم پیکار\/ چه کردی ناز شستت ای علمدار\r\n\r\nبه مولایت چه غیرت داشتی مرد\/ تو را عباس نامیدند سردار\r\n\r\nباید بدوم مگر به سویی برسم\/ باید که چو سیب سرخ&zwnj;رویی برسم\r\n\r\nآخر تو رسیدی به شهادت سردار\/ ای کاش منم به آرزویی برسم\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسید غافر رضوی (چولس، هندوستان)\r\n\r\nآفرین عکسِ وفا، نیلفروشان عباس\/ سوختی پای علی، شمعِ فروزان عباس\r\n\r\nطبق دستور خداوند عمل کردی تو\/ تو که در اصل شدی پیرو سلمان عباس\r\n\r\nجبھه جنگ برای تو چنان خانه توست\/ در نظر داشته&zwnj;ای میھن ایران عباس\r\n\r\nتو شجاعت زِ اباالفضل گرفتی حتما\/ لشکرِ ظلم شد از دست تو حیران عباس\r\n\r\nداشتی نقش مهمی تو به میدان جھاد\/ طبق تحقیق فلک، شیر تویی هان عباس\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمحمد عشرت صغیر (شاه جهانپور، هندوستان)\r\n\r\nاز مستی عشق ما به هوش آمدہ ایم\/ با حزب خدا دوش به دوش آمدہ ایم\r\n\r\nدر جنگ کفن بر تن خود می پوشیم\/ چون نیلفروشان به خروش آمدہ ایم\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاحمد رفیعی وردنجانی\r\n\r\nصبحی دوباره با غمی جانکاه سر زد\/ داغی دگر بر جانمان از نو شرر زد\r\n\r\nخط خبرها باز در خون غوطه ور شد\/ آتش به جان دوستان باز این خبر زد\r\n\r\nدل کند مردی دیگر از دلتنگی خاک\/ با جان قدم در جاده سرخ سفر زد\r\n\r\nتیر ترور بر قلب پاک عاشقی خورد\/ ما را دوباره زخمی از غم بر جگر زد\r\n\r\nدر خاکمان یک باغ سروِ تازه رویید\/ هر جا ستم برقامت سروی تبر زد\r\n\r\nیک لشکر از مردان راه عشق برخاست\/ هر جا که از ما دشمن ما یک نفر زد\r\n\r\nسودِ شهادت را به ما بخشید، دشمن\/ هرجا به فکر خامِ خود بر ما ضرر زد\r\n\r\nدر راهِ نصرالله یارِ دیگری رفت...\/ سیدصفی الدین به سوی دوست پر زد\r\n\r\nیک یک اگر ما را به مسلخ سر بِبُرند\/ کی جان ما از بیمِ اهریمن بلرزد؟\r\n\r\nما مرد میدانیم وعزم ما به میدان\/ تفسیر شد با آنچه از سنوار سر زد\r\n\r\nدرگوشه مقتل به آهِ خویش فریاد\/ درگوشه ای مردمی از عمد، کَر زد\r\n\r\nفریاد زد: وقت است برخیزید از خواب\/ دیوِ ستم آتش به جانِ برگ و بر زد\r\n\r\nتا چند دنبالِ دلیل بی خیالی؟\/ تا چند باید حرف،با اما،اگر زد؟\r\n\r\nآخر به پایان می رسد این شام و آید\/ این مژده که: آزادگان خورشید سر زد\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمیترا ملک محمدی\r\n\r\nبگشایید در بسته&zwnj; عاشق کده را\/ که سپاه آمده تطهیر کند میکده را\r\n\r\nوخدا خواست به دست تو جهان پاک شود\/ ید بیضای تو پیچید به هم شعبده را\r\n\r\nاین سپاه&zwnj;است به فرمان تو آماده&zwnj;ی رزم\/ تا مطهر کند این خطه&zwnj; طاعون زده را\r\n\r\nبه تو مدیون شده آرامش خود را دنیا\/ طور مدیون تو شد آتش باز آمده را\r\n\r\nگردش خون خدا در شریان های حیات\/ گرچه جاری شده برجسته کند این سده را،\r\n\r\nکوه طور است&zwnj; و عصا هست، تو فرمان بده تا\/ نیل غریده و خاموش کند عربده را\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمهدی باقرخان (دهلی نو، هندوستان)\r\n\r\nهان! فاتحان جبهه بیروت زنده باد\/ خون به هم تنیده یاقوت زنده باد\r\n\r\nای پیرو ولایت موسای روزگار\/ ای &laquo;نیل&raquo; بهر کشتن طاغوت زنده باد\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nصبا فیروزی\r\n\r\nخون شد دل بیدار همه آینه ها\/ پاکیزه ز زنگار، همه آینه ها\r\n\r\nبا پر زدنت نیلفروشان عزیز\/ نیلی شده رخسار همه آینه ها\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنگین نقیبی\r\n\r\nآمد خبری جدید؛ انّا للّه...\/ ای رکن رکین لشگر حزب الله\r\n\r\nآوار شده غم تو بر دل&zwnj;هامان\/ با داغ تو زنده شد غمِ نصرالله\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانتهای پیام \/ی.ح\/26\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، در این محفل ادبی که با بداهه نویسی مسعود ربانی همراه بود شاعرانی چون علیرضا قزوه، امیر عاملی، ایرج قنبری، رسول شریفی، کمیل کاشانی، سید مسعود علوی تبار، مهدی باقرخان، محمد مهدی عبداللهی ، سید غافر رضوی، ناصر دوستی، محمد عشرت صغیر، نغمه مستشار نظامی، میترا ملک محمدی، آسیه مرادپور، نجمه پور ملکی، نگین نقیبی، مریم بسحاق، فرزانه قربانی، سارا عبداللهی فر و صبا فیروزی حضور داشتند.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">برخی از اشعار ارایه شده در این نشست به قرار ذیل است:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">نغمه مستشار نظامی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">یک قطره ز خون جرعه نوشان فرات\/ پاشید به جان شط جوشان فرات<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">دل قطره اشکی شد و بیتاب افتاد\/ در غربت روضه خموشان فرات<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">جوشید و می اندر می ناب آوردند\/ از صبح ازل مشک به دوشان فرات<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">جز دست ابالفضل علمداری نیست\/ در معرکه آینه پوشان فرات<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">آن دست عزیز ارمغان آورده ست\/ صد آینه از چشم خروشان فرات<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">&laquo;عباس&raquo; شهید غرق کن فرعون را\/ با معجزه &laquo;نیل&zwnj;فروشان&raquo; فرات<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">کمیل کاشانی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">همه عمر رفتی به سوی شهادت\/ که مستی کنی از سبوی شهادت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">چه مستانه در کوی دیدار، سردار\/ بغل باز کردی به روی شهادت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به قد قامت وصل تکبیر گفتی\/ گرفتی ز خون تا وضوی شهادت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به باغ تنت زخم ها شد شکوفا\/ مشام تو پر شد ز بوی شهادت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">زدی پشت پا عاشقانه به دنیا\/ که بودت به دل آرزوی شهادت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">تو در پای جانان گذشتی ز جان و\/ خدا بر تو داد آبروی شهادت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">شهیدان در خون طپیده به ما هم\/ بگویید راز مگوی شهادت ...<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">سید مسعود علوی تبار<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">ای داغ بیا آتشی از سینه برافشان\/ کاشوب دل ماست غم نیل فروشان<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">از او بسرا تا همه از جنس شجاعت\/ خیزد ز دل دفتر ما موج خروشان<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">جز آتش خونخواهی و جز دود غم او\/ &zwnj;ما هیچ نداریم در این سینه جوشان<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">هیهات دلا چون به رهش سر نفشانی\/ بر خیز و کفن بر تن صد چاک بپوشان<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">این بادیه سینه همان وادی سیناست\/ کز آتش آه نفس اوست خروشان<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">فرزانه قربانی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">عبای خاکی تو زیر آوار\/ مرا با گریه یاد مادر انداخت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">سعادتمند بودی و شهادت\/ تو را با دشمنان دین در انداخت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">دلت بیروت خونین بود و باید\/ به قلب حادثه پر می کشیدی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">میان معرکه مثل شهیدان\/ به جمع دوستانت می رسیدی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">حماسه آفرین بودی و دیدیم\/ میان مشتهای تو خطر را<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به لرزه در میامد هر که می دید\/ به روی شانه های تو تبر را<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">سحر انگیزه چشم ترت بود\/ اذان تکثیر می شد از صدایت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">چه در سر داشتی در زیر آوار\/ که خلوت کرده بودی با خدایت<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">قسم بر نام والا و شریفت\/ تو را در آسمان ها برگزیدند<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">برای امتداد راه پاکت\/ شهادت را به شوقت آفریدند<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">ناصر دوستی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">بگو ستاره بیروت از آسمان چه خبر؟\/ تنِ تَنیده به یاقوت از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">درخت زخمی زیتون و بُغض سیب و انار\/ درخت زخمی شاتوت از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">دوباره چشم جهان شد در این هیاهوها\/ به راز سرخ تو مبهوت، از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">شدی دوباره تو غالب به حکم &laquo;مِن فِئَه&raquo;\/ بگو تو حضرت طالوت از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">شبی به خطّ مُقدّم چو شیر شرزه، زدی\/ تَشَر به لشکر جالوت، از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">زدی به نیل خروشان شبیه خط شکنان\/ به زیر بارش باروت، از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">دوباره در دل آتش زدی شبیه خلیل\/ تبر به پیکر طاغوت، از آسمان چه خبر ؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به ذکر &laquo;نصرُ مِن الله&raquo; لرزه افکندی\/ به جان دشمن فرتوت، از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">و نظم سُست ترین خانه شیاطین را\/ به هم زدی تو به یک فوت! از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">شبی به عرش سپُردی تو دست ضاحیه را\/ پریدی از دل ناسوت، از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">شده ست خون تو با خون سرخ &laquo;نصرُالله&raquo;\/ به شهر ضاحیه مخلوط، از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به روی دوش وطن عطر سیب پاشیدی\/ شهید خفته به تابوت از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">برو سرت به سلامت سفر بخیر، امّا\/ بگو مسافر لاهوت از آسمان چه خبر؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">رسول شریفی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">صبحیم و به آفتاب ایمان داریم\/ نیلیم و هزار موج پنهان داریم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">مردان شهادتیم و در عرصه رزم\/ لشکر، لشکر نیلفروشان داریم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">سید تصور مهدی (پتنا، هندوستان)<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">گهی درد و محن را می ستائیم\/ گهی دار و رسن را می ستائیم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">شهادت ها مبارک ای شهیدان\/ تو و سید حسن را می ستائیم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">نجمه پور ملکی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">ای عصای دست یعقوبِ حزین عباس من!\/ بوی پیراهن ندیدم اینچنین عباس من!<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">اصفهان، نصف جهان در انتظارت پیر شد\/ سروقامت آمدی ای آفرین! عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">پرچمی دیگر زدی بر قله&zwnj;ها، چشمت زدند\/ کم ندارد مثل تو این سرزمین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">بوی زیتون می وزد از پرچم تابوت تو\/ با که بودی لحظه های آخرین؟ عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">عاشق سیدحسن بودی شدی مثل حسین\/ آخرِ پروانگی یعنی همین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">سنگر و خیبرشکن بودی برای جبهه ها\/ در پی ات سنگرشکن ها در کمین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">چشم هایت در میان قتلگاه ضاحیه\/ قصه ای دارد غریب و دلنشین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">در میان روضه های کربلایت بیشتر\/ غصه خوردم از عمود آهنین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">در نبودت ای عموی خیمه ها هر شب شکست\/ بغضِ خان یونس، رفح، غزه، جِنین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">دور تا دور تو دریا بود و کامت تشته بود\/ کاش هرگز نشنود ام البنین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">خم به ابرویم نیاوردم خدایا راضی ام\/ دست هایت شد فدای راه دین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">اشک شوق وعده صادق نسیم قدس بود\/ ابرم و دارم به این باور یقین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">جای &laquo;ابراهیم و اسماعیل و قاسم&raquo; خالی است\/ در نماز قدسِ روز اربعین عباس من<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">مریم بسحاق<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">هر چند بلا پشت بلا می&zwnj;آید\/ روز خوش انتقام ما می&zwnj;آید<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">کشتند ستاره&zwnj;های ما را غم نیست\/ خورشید پس از ستاره&zwnj;ها می&zwnj;آید<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">عمادالدین ربانی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">تو بودی با یزیدان گرم پیکار\/ چه کردی ناز شستت ای علمدار<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به مولایت چه غیرت داشتی مرد\/ تو را عباس نامیدند سردار<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">باید بدوم مگر به سویی برسم\/ باید که چو سیب سرخ&zwnj;رویی برسم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">آخر تو رسیدی به شهادت سردار\/ ای کاش منم به آرزویی برسم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">سید غافر رضوی (چولس، هندوستان)<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">آفرین عکسِ وفا، نیلفروشان عباس\/ سوختی پای علی، شمعِ فروزان عباس<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">طبق دستور خداوند عمل کردی تو\/ تو که در اصل شدی پیرو سلمان عباس<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">جبھه جنگ برای تو چنان خانه توست\/ در نظر داشته&zwnj;ای میھن ایران عباس<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">تو شجاعت زِ اباالفضل گرفتی حتما\/ لشکرِ ظلم شد از دست تو حیران عباس<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">داشتی نقش مهمی تو به میدان جھاد\/ طبق تحقیق فلک، شیر تویی هان عباس<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">محمد عشرت صغیر (شاه جهانپور، هندوستان)<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">از مستی عشق ما به هوش آمدہ ایم\/ با حزب خدا دوش به دوش آمدہ ایم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">در جنگ کفن بر تن خود می پوشیم\/ چون نیلفروشان به خروش آمدہ ایم<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">احمد رفیعی وردنجانی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">صبحی دوباره با غمی جانکاه سر زد\/ داغی دگر بر جانمان از نو شرر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">خط خبرها باز در خون غوطه ور شد\/ آتش به جان دوستان باز این خبر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">دل کند مردی دیگر از دلتنگی خاک\/ با جان قدم در جاده سرخ سفر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">تیر ترور بر قلب پاک عاشقی خورد\/ ما را دوباره زخمی از غم بر جگر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">در خاکمان یک باغ سروِ تازه رویید\/ هر جا ستم برقامت سروی تبر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">یک لشکر از مردان راه عشق برخاست\/ هر جا که از ما دشمن ما یک نفر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">سودِ شهادت را به ما بخشید، دشمن\/ هرجا به فکر خامِ خود بر ما ضرر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">در راهِ نصرالله یارِ دیگری رفت...\/ سیدصفی الدین به سوی دوست پر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">یک یک اگر ما را به مسلخ سر بِبُرند\/ کی جان ما از بیمِ اهریمن بلرزد؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">ما مرد میدانیم وعزم ما به میدان\/ تفسیر شد با آنچه از سنوار سر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">درگوشه مقتل به آهِ خویش فریاد\/ درگوشه ای مردمی از عمد، کَر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">فریاد زد: وقت است برخیزید از خواب\/ دیوِ ستم آتش به جانِ برگ و بر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">تا چند دنبالِ دلیل بی خیالی؟\/ تا چند باید حرف،با اما،اگر زد؟<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">آخر به پایان می رسد این شام و آید\/ این مژده که: آزادگان خورشید سر زد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">میترا ملک محمدی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">بگشایید در بسته&zwnj; عاشق کده را\/ که سپاه آمده تطهیر کند میکده را<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">وخدا خواست به دست تو جهان پاک شود\/ ید بیضای تو پیچید به هم شعبده را<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">این سپاه&zwnj;است به فرمان تو آماده&zwnj;ی رزم\/ تا مطهر کند این خطه&zwnj; طاعون زده را<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">به تو مدیون شده آرامش خود را دنیا\/ طور مدیون تو شد آتش باز آمده را<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">گردش خون خدا در شریان های حیات\/ گرچه جاری شده برجسته کند این سده را،<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">کوه طور است&zwnj; و عصا هست، تو فرمان بده تا\/ نیل غریده و خاموش کند عربده را<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">مهدی باقرخان (دهلی نو، هندوستان)<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">هان! فاتحان جبهه بیروت زنده باد\/ خون به هم تنیده یاقوت زنده باد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">ای پیرو ولایت موسای روزگار\/ ای &laquo;نیل&raquo; بهر کشتن طاغوت زنده باد<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">صبا فیروزی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">خون شد دل بیدار همه آینه ها\/ پاکیزه ز زنگار، همه آینه ها<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">با پر زدنت نیلفروشان عزیز\/ نیلی شده رخسار همه آینه ها<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">نگین نقیبی<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">آمد خبری جدید؛ انّا للّه...\/ ای رکن رکین لشگر حزب الله<\/span><\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">آوار شده غم تو بر دل&zwnj;هامان\/ با داغ تو زنده شد غمِ نصرالله<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:16px;\">انتهای پیام \/ی.ح\/26<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2024-10-26 10:51:42","content_date_event":"2024-10-26 10:51:42","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2024-10-26 11:06:42","content_date_register":"2024-10-26 10:57:17","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":623597,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":55,"eid":61,"attach_title":"در نشست ادبی «عزیز خدا شهید» مطرح شد؛\r\nنیلفروشان ستاره شفقِ طلوعِ سرخ آزادی است \/ از آسمان چه خبر؟ 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/202410\/540044_2772782716_150_100.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/202410\/540044_2772782716_300_200.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/202410\/540044_2772782716_360_240.jpg","600":".\/cache\/2\/attach\/202410\/540044_2772782716_360_240.jpg","900":".\/cache\/2\/attach\/202410\/540044_2772782716_360_240.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/202410\/540044_2772782716_360_240.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2772782716,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/202410\/540044_2772782716.jpg","width":360,"height":240,"size":0}}}]}]]