طوفان الاقصی؛ بازتعریف معادلات
منطقهای و شکاف در اردوگاه غرب
خبرگزاری قدس (قدسنا)
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، سه سال پس از آغاز عملیات «طوفان الاقصی»، ارزیابیها درباره درستی یا نادرستی این تصمیم همچنان ادامه دارد. برخی با استناد به پیامدهای انسانی و ویرانیهای گسترده در غزه، آن را تصمیمی نادرست میدانند؛ در حالی که تحلیل رقیب، طوفان را واکنشی به دههها نسلکشی و محاصره نظاممند رژیم صهیونیستی میشمارد که هدفش شکستن سکوت جهانی و آشکارسازی ماهیت این رژیم بود. در همین حال، تحولات میدانی و سیاسی در یمن، لبنان، عراق، سوریه و مناسبات ایران–آمریکا–روسیه، منطقه را در وضعیتی پیچیده و در حال گذار قرار داده است.
تحلیل کلان : طوفان الاقصی؛ واکنش به یک وضعیت ساختاری بود. رژیم صهیونیستی از زمان اعلام موجودیت در سال ۱۹۴۸ تاکنون سیاستهای توسل به زور، آوارگی و نسلکشی را در قبال فلسطینیان ادامه داده است. پیش از طوفان، غزه ۱۷ سال در محاصره بود و بر اساس گزارشها بهطور میانگین روزانه دهها نفر بر اثر سوءتغذیه و کمبود دارو جان میباختند. طوفان الاقصی در این چارچوب، نه آغاز یک بحران، بلکه واکنشی به یک بحران مزمن و بینالمللیشده قابل ارزیابی است.
موفقیت راهبردی در عرصه افکار عمومی جهانی. هدف طوفان، وارد کردن شوک به افکار عمومی جهان و ایجاد شکاف در روایت رسانهای غالب بود. این هدف تا حد زیادی محقق شد: ماهیت رژیم صهیونیستی بیش از پیش آشکار شد. بیداری انسانی در غرب گسترش یافت و به یکی از عوامل مؤثر در انتخابات میاندورهای آمریکا تبدیل شد. موج محکومیت در اروپا بالا گرفت و رژیم صهیونیستی به منزویترین رژیم در سطح بینالمللی بدل شد؛ واقعیتی که در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل نمایان بود. در مقابل، بیداری در جهان اسلام ضعیفتر از غرب ارزیابی میشود و نیازمند کار فرهنگی و سیاسی جدی است.
یمن؛ میدان پیشروی و اهمیت ژئواستراتژیک. یمن به یکی از محورهای اصلی مقاومت تبدیل شده است:1- آزادسازی ۵۶۰۰ کیلومتر مربع از ساحل غربی و محاصره تعز. 2- ساقط کردن سومین جنگنده اف ۱۵ عربستان و اسارت خلبان. 3- پیشروی در جبهه شمال شرقی جوف با اهمیت راهبردی برای آزادسازی مأرب. 4- تلافی موشکی علیه فرودگاهها، بنادر و تأسیسات نفتی عربستان.
عربستان با وجود حملات هوایی گسترده، نتوانسته پیشروی انصارالله را متوقف کند. نکته کلیدی آنکه عربستان تکیهگاه طرح «پترودلار» واشنگتن است و آمریکا تحمل شکست کامل آن را ندارد؛ عاملی که یمن را به یک متغیر مؤثر در معادلات جهانی انرژی و دلار تبدیل کرده است.
ایران، آمریکا و روسیه؛ نشانههای عقبنشینی تاکتیکی
حالت «نه جنگ و نه صلح» میان ایران و آمریکا ادامه دارد. آمریکا پاسخ خود به هفت شرط ایران را از طریق قطر منتقل کرده و شورای امنیت ملی در حال بررسی آن است. همزمان، ترامپ برای مدیریت بحران انرژی ناشی از فشار بر ایران، به روسیه نزدیک شده و قرارداد خرید گازوئیل روسی را امضا کرده است. این رفتار پیامی مهم برای ایران است مبنی بر اینکه آمریکا در شرایط فشار و خطر شکست انتخاباتی، ممکن است به عقبنشینی تاکتیکی تن دهد.
لبنان، عراق و سوریه؛ تداوم فشار و مقاومت.
لبنان: مقاومت با وجود تجاوزات رژیم صهیونیستی، ضربات متقابل وارد میکند؛ اما دولت لبنان از مسئولیت مقابله با تجاوز شانه خالی کرده و در هماهنگی با آمریکا و اسرائیل، خلع سلاح مقاومت را دنبال میکند. حزبالله صراحتاً خلع سلاح را غیرممکن اعلام کرده است.
عراق: با خروج نظامیان آمریکایی، مقاومت خواستار استقلال سیاسی و اقتصادی عراق و خروج دولت و بودجه از گروگان آمریکا است. به نظر میرسد نوعی اجماع ملی در این زمینه در حال شکلگیری است.
سوریه: جریان تروریستی حاکم بر سوریه با توقف کمکهای مالی عربستان دچار بحران و اعتراضات مردمی شده است. جولانی در سفر به عربستان و امارات خواستار کمک مالی شده و عربستان آن را به مشارکت در جنگ یمن منوط کرده است.
جمعبندی: سه سال پس از طوفان الاقصی، منطقه در وضعیتی از بازآرایی راهبردی قرار دارد. طوفان اگرچه با هزینههای انسانی سنگین همراه بود، اما توانست ماهیت رژیم صهیونیستی را آشکار و شکاف عمیقی در اردوگاه غرب ایجاد کند. همزمان، یمن به کانون فشار بر عربستان و معادلات انرژی–دلار تبدیل شده، محور مقاومت در لبنان و عراق و سوریه فعال مانده و ایران در حال مدیریت یک تعادل شکننده با آمریکاست. آنچه ضعف اصلی باقی مانده، کماثر بودن بیداری در جهان اسلام نسبت به غرب است که نیازمند اقدامات فرهنگی، رسانهای و سیاسی جدی است. اکنون این سوال مطرح است که آیا طوفان الاقصی توانسته است معادلات راهبردی منطقه را به نفع محور مقاومت بازتعریف کند، یا هزینههای انسانی و ویرانیها، مشروعیت راهبردی آن را در بلندمدت تضعیف خواهد کرد؟
انتهای پیام/م.ت/