یادداشت وبگاه فلسطینی قدس الاخباریه
جدال بر سر سلاح غزه؛ مقاومت در آستانه پایان یا بازتعریف؟ (یادداشت)
موافقت مقاومت با گفتوگو درباره موضوع سلاح، لزوماً به معنای پذیرش تحویل فوری آن نیست. این رویکرد بیش از آنکه نشانه کنار گذاشتن سلاح باشد، بیانگر انتقال مدیریت رویارویی از میدان نبرد به عرصه سیاست است.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) شبکه قدس الاخباریه در یادداشتی به قلم محمد ابراهیم المدهون، با بررسی موافقت حماس با پایان دادن به جنگ نوشت: موضوع فراتر از خلع سلاح است و به بازآرایی ساختار سیاسی و امنیتی غزه، آینده مقاومت و چگونگی مدیریت منازعه فلسطین و رژیم صهیونیستی گره خورده است.
متن یادداشت به شرح زیر است:
بحثی که این روزها درباره سلاح مقاومت در غزه جریان دارد، دیگر صرفاً یک بحث امنیتی یا نظامی نیست؛ بلکه به محور اصلی مناقشه بر سر شکل مرحله آینده، هویت نظام سیاسی فلسطین، ماهیت رابطه میان اشغالگری و مقاومت و آینده کلی مسئله فلسطین تبدیل شده است. پیشنویس در حال بررسی نیز صرفاً به موضوعی فنی مانند جمعآوری سلاح نمیپردازد، بلکه تصویری جامع از چگونگی بازسازی سیاسی، امنیتی و اداری غزه پس از جنگ ارائه میدهد.
از این رو، نگاه به این پیشنویس تنها از یک زاویه و تلقی آن بهعنوان «تسلیم کامل» یا در مقابل «پیروزی سیاسی»، برداشت دقیقی نیست؛ زیرا آنچه در جریان است، نبردی پیچیده میان ارادههای مختلف است که هر یک میکوشند توافق را در خدمت اهداف راهبردی خود قرار دهند.
نخست: اسرائیل فقط به دنبال سلاح نیست
اگرچه ظاهر توافق بر مسئله سلاح متمرکز است، اما جوهره آن به پایان دادن به بستری مربوط میشود که مقاومت را شکل داده است.
اسرائیل بهخوبی میداند که رویداد هفتم اکتبر صرفاً نتیجه انباشت سلاح نبود، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل شامل ایدئولوژی، سازماندهی، رهبری، ساختار اجتماعی، تجربه رزمی و اراده مردمی بود. از این رو، پروژه اصلی آن فراتر از جمعآوری سلاح است و بازمهندسی سیاسی و امنیتی نوار غزه را از طریق ایجاد ساختار سیاسی جدید، دستگاههای امنیتی تازه، حضور یک نیروی بینالمللی و مدیریت مدنی جدا از مقاومت دنبال میکند.
به بیان دیگر، هدف بنیامین نتانیاهو گذار از مدیریت جنگ به مدیریت پیامدهای آن و حرکت از نابودی توان نظامی مقاومت به جلوگیری از بازتولید آن است.
دوم: مذاکره به معنای شکست راهبردی نیست انداختن توپ به زمین دشمن است
نمیتوان از هزینههای سنگین انسانی، نظامی و سیاسی که غزه در سالهای جنگ متحمل شده چشم پوشید. همچنین نمیتوان نادیده گرفت که ادامه جنگ برای مدت نامحدود، برای مردمی که با بحرانی بیسابقه روبهرو هستند، گزینهای واقعبینانه نیست.
در عین حال، موافقت مقاومت با گفتوگو درباره موضوع سلاح، لزوماً به معنای پذیرش تحویل فوری آن نیست. این رویکرد بیش از آنکه نشانه کنار گذاشتن سلاح باشد، بیانگر انتقال مدیریت رویارویی از میدان نبرد به عرصه سیاست است؛ آن هم در شرایطی که مقاومت معتقد است مرحله نظامی تا حد زیادی به اهداف مستقیم خود رسیده است.
در نسخه پیشنهادی فلسطینی تلاش شده است موضوع سلاح از یک مطالبه مستقیم اسرائیل به فرآیندی فلسطینی و مشروط تبدیل شود؛ فرآیندی که به توقف جنگ، عقبنشینی نیروها، استقرار مدیریت جدید فلسطینی و ارائه تضمینهای بینالمللی وابسته است و در آن، جمعآوری و نگهداری سلاح تحت مدیریت فلسطینی انجام میشود، نه زیر نظر اشغالگران.
این امر میتواند فضای قابل توجهی برای مانور سیاسی ایجاد کند، بهویژه اگر نتانیاهو همانند گذشته از اجرای تعهدات خود سر باز زند؛ احتمالی که تجربه توافقهای پیشین نیز آن را تقویت میکند.
سوم: گره اصلی، سلاح نیست؛ بلکه اعتماد است
تقریباً همه بحثها حول یک پرسش شکل گرفته است: آیا مقاومت سلاح خود را تحویل خواهد داد؟
اما شاید پرسش مهمتر این باشد که آیا اساساً میتوان اطمینان داشت اسرائیل به تعهدات خود عمل خواهد کرد؟
تجربه تاریخی نشان میدهد که اسرائیل بارها بندهایی را که در راستای منافعش بوده اجرا کرده، اما مفاد مربوط به عقبنشینی یا توقف حملات را یا به تعویق انداخته یا بهگونهای دیگر تفسیر کرده است.
از این رو، مهمترین نقطه ضعف هر توافق، متن آن نیست، بلکه سازوکارهای اجرایی، جدول زمانی، تعریف دقیق مفاهیم، همزمانی اجرای تعهدات و وجود تضمینهای الزامآور برای هر دو طرف است.
به همین دلیل، مفاهیمی مانند "سلاح سنگین"، "گروههای مسلح"، "راستیآزمایی" یا "مناطق عاری از سلاح"، اگر بهطور دقیق تعریف نشوند، میتوانند زمینهساز تفسیرهای متفاوت و اختلافات جدی در مرحله اجرا شوند.
چهارم: مقاومت پس از جنگ، همان مقاومت پیش از جنگ نخواهد بود
حتی اگر جنگ متوقف شود، تجربه هفتم اکتبر تحولات عمیقی در ماهیت جنگهای معاصر ایجاد کرده است.
جنگهای امروز دیگر تنها بر موشک و تونل متکی نیستند، بلکه پهپادها، هوش مصنوعی، جنگ الکترونیک، توانمندیهای غیرمتمرکز، فعالیتهای اطلاعاتی و انعطافپذیری سازمانی به عناصر اصلی قدرت تبدیل شدهاند.
بنابراین، محدود کردن مفهوم مقاومت به انبارهای سلاح سنتی، نادیده گرفتن این واقعیت است که ابزارهای قدرت همواره در حال تغییر هستند. از این رو، هر جنبش آزادیبخش که به دنبال بقا باشد، ناگزیر است ساختار فکری، نظامی و سازمانی خود را متناسب با ویژگیهای نبردهای آینده، نه جنگ گذشته، بازسازی کند.
پنجم: میان واقعگرایی و اصول
واقعبینانه نیست که تصور شود اشغالگران داوطلبانه حقوق فلسطینیان را به آنان واگذار خواهند کرد؛ همانگونه که نادیده گرفتن ابعاد فاجعه انسانی در غزه نیز خردمندانه نیست.
از این منظر، چالش امروز فلسطینیان بسیار پیچیدهتر از انتخاب میان "سلاح" و "توافق" است.
سیاست موفق نه سیاستی است که از اصول بنیادین خود دست بکشد و نه سیاستی که هرگونه امکان مانور را رد کند؛ بلکه سیاستی است که اهداف راهبردی را حفظ کرده و ابزارهای دستیابی به آن را متناسب با توازن قوا و تحولات میدانی بهدرستی مدیریت کند.
انتهای پیام/م.ر/20