یادداشتی از "سهیل کیوان" نویسنده و رمان نویس فلسطینی؛
پیام های سیاسی مراسم تشییع و بدرقه رهبر شهید
"سهیل کیوان" نویسنده و رمان نویس فلسطینی در یادداشتی نوشت تشییع رهبر شهید ایران تنها بدرقه یک رهبر نبود؛ بلکه رویدادی سیاسی بود که با حضور دهها هیئت خارجی، جایگاه ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی را به نمایش گذاشت.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) متن یادداشت "سهیل کیوان" نویسنده و رمان نویس فلسطینی به شرح زیر است:
به گفته ناظران، مراسم تشییع و وداع با آیتالله علی خامنهای از جمله بزرگترین آیینهای تشییع در تاریخ به شمار میرود. بر اساس برآوردها، طی روزهای برگزاری این مراسم حدود ۱۵ میلیون نفر در آن حضور یافتند و بیش از ۱۰۰ هیئت رسمی از کشورهای مختلف جهان نیز در آن شرکت کردند. این مراسم از نظر گستردگی و ابعاد، یادآور تشییع شخصیتهای برجستهای همچون آیتالله خمینی، جمال عبدالناصر، یوسیپ بروز تیتو، وینستون چرچیل، جان اف. کندی، ژوزف استالین و ولادیمیر لنین بود.
مراسم تشییع (آیت اللله) علی خامنهای، رهبر ایران، که هنوز ادامه دارد، صرفاً مراسم وداع با رهبری نبود که نزدیک به ۳۵ سال در رأس نظام جمهوری اسلامی قرار داشت؛ بلکه به صحنهای سیاسی و دیپلماتیک بدل شد که پیامهای متعددی را در عرصه داخلی و بینالمللی مخابره کرد؛ پیامهایی که از نظر اهمیت همسنگ زندگی و کشته شدن او در تجاوز آمریکایی اسرائیلی بود.
حضور گسترده هیئتهای رسمی و چهرههای سیاسی و مذهبی از دهها کشور، بهویژه از کشورهای منطقه، آسیا و آفریقا، این پیام را منتقل کرد که ایران با وجود تحریمها، محاصره، جنگها و فشارهای بینالمللی، همچنان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه است و نمیتوان نقش آن را در معادلات خاورمیانه نادیده گرفت.
جنگ اخیر نهتنها به تضعیف جایگاه ایران منجر نشد، بلکه به تثبیت بیشتر موقعیت آن انجامید. بهرغم خسارتهای سنگین و ضرباتی که به رهبران و زیرساختهای کشور وارد شد، ساختار حکمرانی و انسجام داخلی حفظ شد؛ موضوعی که نشان میدهد ایران متکی به یک فرد نیست، بلکه بر پایه نهادها و ساختارهای قانونی ریشهداری اداره میشود که حتی در دشوارترین و پیچیدهترین شرایط نیز توان ادامه فعالیت را دارند.
حضور کشورهایی با روابط و دیدگاههای متفاوت نسبت به ایران، از جمله دولتهایی که همسویی سیاسی یا ایدئولوژیک با تهران ندارند، بیانگر آن است که بسیاری از بازیگران منطقهای و بینالمللی، ایران را عنصری غیرقابل چشمپوشی در معادلات امنیت و آینده خاورمیانه میدانند. از این منظر، اتکای کامل به چتر حمایتی آمریکا نیز راهبردی بدون تضمین تلقی میشود.
مسئولان ایرانی برای هر هیئت شرکتکننده، آیهای از قرآن را متناسب با موضع سیاسی آن هیئت انتخاب کرده بودند تا به شکلی غیرمستقیم، پیامهایی ویژه به آنان منتقل کنند.
سیاست بر پایه احساسات شکل نمیگیرد، بلکه بر اساس توازن قوا و منافع پیش میرود. حضور این هیئتها نیز بیانگر پذیرش عملی جایگاه منطقهای ایران است؛ چه شرکتکنندگان با سیاستهای تهران موافق باشند و چه مخالف. در مقابل، کشورهای غربی همسو با آمریکا، از جمله کانادا، بریتانیا، استرالیا و آلمان، در این مراسم حضور نداشتند که این امر بازتابی از تداوم شکاف سیاسی میان ایران و غرب است.
بسیاری معتقدند حضور گسترده مردم، همراه با سازماندهی منسجم مراسم، نشانهای از وفاداری به رهبر درگذشته و نمایش وحدت کشور در برابر ترور و تجاوز خارجی بود؛
آنچه بیش از همه جلب توجه کرد، روحیهای بود که جامعه ایران پس از جنگ ویرانگر از خود نشان داد. برخلاف پیشبینیهایی که بنیامین نتانیاهو درباره فروپاشی یا ازهمگسیختگی ایران مطرح کرده بود، رهبری ایران تصویری از جامعهای منسجم ارائه داد که توانسته بحران و خسارتهای سنگین را به فرصتی برای نمایش مقاومت و استمرار تبدیل کند. این خود پیامی بود که پیش از دوستان، خطاب به دشمنان ارسال شد؛ اینکه ترور رهبران، لزوماً به معنای فروپاشی کشور یا کاهش نفوذ آن نیست.
در طول تاریخ، تشییعهای بزرگ تنها مراسم بدرقه درگذشتگان نبودهاند، بلکه اغلب به منزله سنجشی از قدرت دولت، آزمونی برای شبکه ائتلافهای آن و پیامی به جهان درباره جایگاهش در موازنه قدرت بودهاند.
از این رو، مراسم تشییع (آیت الله) خامنهای صرفاً یک رویداد داخلی ایران نبود، بلکه فرصتی بود که نشان داد ایران، با وجود تحریمها، جنگها و انزوا، جایگاه خود را بهعنوان بازیگری منطقهای و بینالمللی که همه ناچار به محاسبه نقش آن هستند، بیش از پیش تثبیت کرده است. همچنین روشن ساخت که هر طرحی برای بازتعریف نقشه نفوذ در خاورمیانه، ناگزیر باید این واقعیت را در نظر بگیرد؛ خواه دیگران آن را بپسندند یا نه.
در میانه این فضای سنگین، اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بُعد سیاسی دیگری به این مراسم بخشید. او گفت که مراسم تشییع را دنبال میکند و میتواند با یک حمله همه حاضران را از میان بردارد، اما چنین کاری نخواهد کرد، زیرا در آن صورت طرفی برای مذاکره باقی نمیماند. این سخنان، با توجه به لحن تهدیدآمیز و تحقیرآمیز آن، از یک سو نشاندهنده وجود مشکلی جدی در نظامی است که فردی با چنین رویکردی را به ریاست قدرتمندترین کشور جهان میرساند، و از سوی دیگر بیانگر آن است که این مراسم تنها بدرقه یک رهبر نبود، بلکه صحنهای برای نمایش قدرت و اعتبار نیز به شمار میرفت؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران حتی در حال وداع با رهبر خود نیز همچنان در محاسبات کلان سیاسی جهان حضوری تعیینکننده دارد.
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس