میدل ایست آی بررسی کرد؛
امپراتوری فرسوده آمریکا، تنگه هرمز را به عنوان محل جان دادن خود برگزیده است
نسلکشی در غزه و پاکسازی قومی در لبنان مشروعیت اخلاقی غرب را فرسوده کرده و حالا ایران بهتدریج برتری نظامی غرب را هم فرسوده میکند. تعجبی ندارد که امپراتوری آمریکا، امپراتوریای که بر کنترل سوختهای فسیلی بنا شده، در آخرین نفسهای خود تنگه هرمز را بهعنوان محل جان دادن خود برگزیرده است؛ بزرگترین شیر نفت جهان.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) پایگاه خبری تحلیلی «میدلایستآی» در گزارشی عنوان کرد: طی دههها، ۲ روایت متضاد درباره رژیم صهیونیستی و انگیزههای آن در کنار یکدیگر وجود داشته است.
بر اساس روایت رسانههای غربی، رژیم صهیونیستی یک دولت یهودی کوچک، محاصرهشده و «مشتاق صلح» معرفی شده که در برابر «همسایگان عربِ متخاصم» خود قرار دارد. این روایت همچنان بر فضای سیاسی و رسانهای غرب مسلط است و مدعی است رژیم صهیونیستی بارها «دست صلح» بهسوی اعراب دراز کرده اما همواره دستش را پس زدهاند.
در مقابل، روایت حامی فلسطین که در بخش بزرگی از جهان پذیرفته شده، در غرب بهعنوان «افترا علیه یهودیان» و یهودستیزی سرکوب شده است. این روایت، رژیم صهیونیستی را دولتی برتریطلب، بهشدت نظامی، مسلحشده توسط آمریکا و اروپا، و در پی توسعهطلبی، اخراج جمعی و غصب سرزمین معرفی میکند.
میدلایستآی مینویسد: در این نگاه، غرب رژیم صهیونیستی را بهعنوان یک پایگاه نظامی استعماری در منطقه کاشت تا جمعیت بومی فلسطین را سرکوب کند و کشورهای همسایه را با نمایش مداوم و سهمگین زور به تسلیم وادارد.
به نوشته میدلایستآی، فلسطینیها نمیتوانند با رژیم صهیونیستی به صلح یا هیچگونه سازشی برسند، زیرا رژیم صهیونیستی تنها به دنبال فتح، سلطه و محو طرف مقابل است و هیچ حد میانهای وجود ندارد. نشانه این مسئله،
خودداری دیرینه رژیم صهیونیستی از تعیین مرزهایش است؛ موضوعی که همزمان با افزایش قدرت نظامی آن، دستورکارهای افراطیتری را آشکار کرده؛ از تسلط بر بقایای سرزمینهای اشغالی فلسطینی گرفته تا توسعهطلبی در لبنان و سوریه.
رسانه انگلیسی مینویسد: پس از ۲ سال و نیم جنگهای رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه، ایران و لبنان، روایت مبتنی بر واقعیت را روشنتر کرده است. حقیقت این است که ۳۰ ماه گذشته نهتنها ماهیت همیشگی رژیم صهیونیستی، بلکه اهداف دولتهای غربی از طریق محبوبترین نایب خود در غرب آسیا را بهروشنی آشکار کرده است.
در این گزارش به اظهارات «کریستین ترنر» سفیر انگلیس در آمریکا اشاره شده که در جمعی از دانشجویان گفته بود واشنگتن، بهعنوان مرکز امپراتوری غرب، وفاداری عمیقی به متحدان خود ندارد، جز یک دولت: «فکر میکنم احتمالاً یک دولت است که رابطه ویژهای با ایالات متحده دارد و آن احتمالاً رژیم اسرائیل است.»
میدلایستآی مینویسد: همین رابطه ویژه باعث شده طبقه سیاسی و رسانهای در کشورهایی مانند انگلیس، رژیم صهیونیستی را از بررسی انتقادی دور نگه دارند. این رسانه میافزاید جنایات رژیم صهیونیستی آنقدر آشکار شده که دولت انگلیس ماه گذشته اعلام کرد واحد وزارت خارجه خود برای رصد جنایات جنگی را تعطیل میکند و دلیل آن را کاهش هزینهها عنوان کرد؛ اقدامی در واقعیت تلاشی برای جلوگیری از افشای بیشتر همدستی لندن در این جنایات است.
اگر دولت انگلیس حاضر نیست جنایات جنگی اسرائیل را رصد کند، نباید از رسانههای جریان اصلی انتظار بیشتری داشت.
ماههاست که رژیم صهیونیستی روستاهای جنوب لبنان را یکی پس از دیگری منفجر میکند و میلیونها نفر را از زمینهایی که اجدادشان هزاران سال در آن زندگی کردهاند بیرون میراند، اما این موضوع تقریباً در میان سیاستمداران و رسانههای غربی بازتابی ندارد.
میدلایستآی همچنین به نابودی منابع آب غزه، بیمارستانها و نظام درمانی این باریکه توسط رژیم صهیونیستی اشاره کرده و مینویسد: این اقدامات گسترش بیماری را تضمین میکند، اما سیاستمداران و رسانههای غربی تقریباً سخنی درباره آن نمیگویند.
این رسانه میافزاید: رژیم صهیونیستی هفتهبههفته و ماهبهماه خبرنگاران و نیروهای امدادی را در غزه و لبنان میکشد، «خطوط زرد» در غزه و لبنان اعلام میکند و با تعیین مرزهای جدید، سرقت سرزمین دیگران را رسمی میسازد، آتشبسها را پیوسته نقض میکند و باز هم طبقه سیاسی و رسانهای غرب چشم میبندد.
در بخش دیگری از گزارش آمده است: تحلیل گروه پایش رسانهای «نیوکورد» تأیید کرده که رسانههای انگلیسی وقتی عامل پاکسازی قومی و نسلکشی، رژیم صهیونیستی باشد، از نام بردن آن خودداری میکنند.
به اذعان رسانه انگلیسی، رسانههایی مانند بیبیسی، گاردین و اسکاینیوز در مقایسه با الجزیره، مسئولیت رژیم صهیونیستی در جنایاتش را پنهان میکنند. طبق این بررسی، رژیم صهیونیستی تنها در حدود نیمی از گزارشهای رسانههای انگلیسی بهعنوان عامل حملات در غزه معرفی شده، در حالی که این رقم در الجزیره نزدیک به ۹۰ درصد است.
میدلایستآی به تیتر مشهور بیبیسی درباره «هند رجب» کودک ۶ ساله فلسطینی اشاره کرده که نوشته بود: «هند رجب، ۶ ساله، چند روز پس از تماس برای کمک، مرده پیدا شد.» این گزارش توضیح میدهد که در واقع یک تانک صهیونیستی به خودرویی ثابت شلیک کرده بود، در حالی که ارتش رژیم صهیونیستی ساعتها میدانست یک دختر فلسطینی، تنها بازمانده حمله قبلی، داخل خودروست و نیروهای امدادی در تلاش برای رسیدن به او هستند. رژیم صهیونیستی تیم امداد را نیز هدف گرفت.
چهار گزارش از هر پنج گزارش بیبیسی درباره تلفات ناشی از حملات رژیم صهیونیستی از ساختار مجهول و پیچیده استفاده کردهاند تا مسئولیت و خشونت رژیم صهیونیستی کمرنگ شود.
میدلایستآی تأکید میکند رسانههای انگلیسی همچنین با نسبت دادن آمار تلفات غزه به «وزارت بهداشت وابسته به حماس»، فاجعه کشتار فلسطینیها را کوچکنمایی کردهاند، در حالی که شمار کشتهشدگان، که اکنون بسیار بیش از ۷۰ هزار فلسطینی اعلام شده، بهاحتمال زیاد بسیار کمتر از واقعیت است، زیرا رژیم صهیونیستی از همان ابتدا ساختارهای حکومتی غزه و توانایی ثبت دقیق کشتهها را نابود کرده است.
در گزارش آمده است این واقعیت که سازمان ملل آمارهای غزه را معتبر دانسته، تنها در ۰.۶ درصد گزارشها ذکر شده است.
میدلایستآی در ادامه مینویسد بیبیسی و گاردین اسیران صهیونیست حماس را ۲ برابر بیشتر از اسیران فلسطینیِ رژیم صهیونیستی دارای روحیههای انسانی توصیف کردهاند و در اصطلاح آنها را «انسانسازی» کردهاند. اما در مقابل، ادعاهای دروغینی مانند «سر بریدن نوزادان» و «تجاوز سیستماتیک» توسط حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ همچنان در اظهارات سیاستمداران و رسانهها تکرار میشود، حالآنکه بیاعتبار بودن این ادعاها از مدتها پیش بر جهانیان روشن شده بود.
رسانه انگلیسی مینویسد روایتهای فراوانی از فلسطینیان اسیر در بازداشتگاههای رژیم صهیونیستی درباره تجاوز و آزار جنسی سیستماتیک وجود دارد که از سوی گروههای حقوق بشری و شهادت سربازان و پزشکان اسرائیلی افشاگر تأیید شده، اما بخش اندکی از آن به رسانههای غربی راه یافته است.
این گزارش میافزاید بیبیسی تقریباً تمام صدها مقامات صهیونیست که بهوضوح از نسلکشی سخن میگویند را گزارش نکرده است. حالآنکه در مورد رژیم صهیونیستی، نهتنها اقدامات در غزه شبیه نسلکشی است، بلکه رهبران رژیم صهیونیستی نیز بهروشنی نشان دادهاند که این اقدامات با نیت نسلکشانه انجام میشود.
این ماجرای تازهای نیست و از پیش از ایجاد خشونتبار رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ در سرزمین فلسطین جریان داشته است؛ زمانی که ۸۰ درصد جمعیت بومی توسط دولت تازهاعلامشده «یهودی» پاکسازی قومی شدند، اما در زبان فریبکارانه نخبگان سیاسی، رسانهای و دانشگاهی غرب گفته شد حدود ۷۵۰ هزار فلسطینی «گریختند.»
این گزارش هدف این روایتسازی را ساختن و حفظ «حباب توهم» برای افکار عمومی غرب میداند؛ حبابی که در آن جنایات غرب و متحدانش از چشم خود غربیها پنهان میماند.
میدلایستآی همچنین از خودداری دولت انگلیس از تحقیق درباره نفوذ لابی رژیم صهیونیستی در سیاست بریتانیا انتقاد کرده و مینویسد دولت «کر استارمر» در آوریل دادخواستی با بیش از ۱۱۴ هزار امضا برای تحقیق عمومی درباره نفوذ لابی قدرتمند رژیم صهیونیستی را رد کرد. چنین تحقیقی میتوانست صدها هزار پوند بودجه دریافتی استارمر و وزیرانش از لابیگران حامی رژیم صهیونیستی را فاش کند.
به گزارش میدلایست آی، همان طبقه سیاسی و رسانهای که از بررسی نفوذ لابی رژیم صهیونیستی پرهیز میکند، تخریب سیستماتیک روستاها و زیرساختهای جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی را نیز نادیده میگیرد؛ اقدامی که در نقض آشکار آتشبس ادعایی انجام میشود.
طبق این گزارش، سربازان صهیونیست به رسانههای داخلی گفتهاند مأموریتشان هدف قرار دادن بیتمایز همه سازهها، چه غیرنظامی و چه «تروریستی»، با هدف جلوگیری از بازگشت ساکنان لبنانی به روستاهایشان است. در همین راستا، رژیم صهیونیستی اعلام کرده که پس از پایان درگیریها قصد خروج ندارد و همچنین طرحهای گستردهای برای اسکان شهرکنشینان یهودی در اراضی اشغالی لبنان در جریان است.
میدلایستآی مینویسد اگر ویدئوهای انفجار محلههای لبنانی در شبکههای اجتماعی، با وجود سرکوب الگوریتمی، منتشر نمیشدند، شاید جهان از تلاش گسترده رژیم صهیونیستی برای پاکسازی قومی جنوب لبنان آگاه نمیشد.
در ادامه، نویسنده میگوید الگویی ثابت وجود دارد: رژیم صهیونیستی فقط جنوب لبنان را با خاک یکسان نمیکند، بلکه در ۳۰ ماه گذشته تقریباً هر ساختمان در غزه را نیز ویران کرده است. ریشه این الگو به گذشته بازمیگردد؛ پس از اخراج بیشتر فلسطینیها از خانههایشان در ۱۹۴۸، رژیم صهیونیستی سالها حدود ۵۰۰ روستا را یکی پس از دیگری منفجر کرد، در حالی که رهبران صهیونیست علناً مدعی بودند از آوارگان میخواهند بازگردند و رهبران غربی رژیم صهیونیستی را «تنها دموکراسی خاورمیانه» مینامیدند!
جنایتهایی که غرب هنوز پس از هشت دهه وانمود میکند رخ ندادهاند، اکنون بهصورت زنده پخش میشوند و این بار نه خود آنها و نه دستورکار استعماری و برتریطلبانه پشت آنها قابل انکار نیست.
میدلایستآی مینویسد: وقتی پیام جنایات رژیم صهیونیستی دیگر قابل ناپدیدسازی، تطهیر یا عادیسازی نیست، راهبرد جدیدی لازم میشود: تخریب راویان این جنایت.
چپ ضدنژادپرستی که میکوشد حباب توهم غرب را با افشای جنایات رژیم صهیونیستی و همدستی دولتهای غربی در آنها بشکند، بهعنوان «متعصبان ضدیهود» معرفی شده و هدف یک عملیات «شیطانسازی» واقع میشود.
میدلایستآی برای نمونه به قانون جدید دولت انگلیس اشاره میکند که به پلیس اجازه میدهد اعتراضاتی را که «اختلال تجمعی» ایجاد میکنند، از جمله اعتراضات تکرارشونده علیه نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه، ممنوع کند. همچنین کسانی که در انگلیس تلاش میکنند مانع جنایات جنگی رژیم صهیونیستی شوند، چه با هدف قرار دادن «کارخانههای مرگ» رژیم صهیونیستی در انگلیس و چه با حمل پلاکارد در حمایت از چنین اقداماتی، همچنان «تروریست» تلقی میشوند.
میدلایستآی مینویسد این روند، فروپاشی سریع برخی از جدیترین حقوق اساسی بریتانیا را نشان میدهد؛ حقوقی که ظاهراً برای محافظت از یک دولت استعماری قربانی میشوند؛ دولتی که طبق نظر دیوان بینالمللی دادگستری، مرتکب جرم آپارتاید علیه فلسطینیهاست و در غزه مرتکب نسلکشی میشود.
به نوشته میدلایستآی، غرب دیگر نمیتواند حباب توهم درباره برتری اخلاقی یا تمدنی خود را حفظ کند؛ آن هم در جهانی با منابع رو به کاهش و نخبگان غربی که برای حفظ سودهای نفتی، حاضرند جهان را به نابودی بکشانند.
این گزارش مینویسد نسلکشی در غزه و پاکسازی قومی در لبنان مشروعیت اخلاقی غرب را فرسوده کرده و حالا ایران بهتدریج برتری نظامی غرب را هم فرسوده میکند. تعجبی ندارد که امپراتوری آمریکا، امپراتوریای که بر کنترل سوختهای فسیلی بنا شده، در آخرین نفسهای خود تنگه هرمز را بهعنوان محل جان دادن خود برگزیرده است؛ بزرگترین شیر نفت جهان.
به گزارش میدلایستآی، رژیم صهیونیستی هشت دهه پیش بهعنوان یک دولت نیابتی تا بن دندان مسلح در منطقه کاشته شد که وظیفه اصلی آن نمایش قدرت غرب، یعنی آمریکا، در منطقه نفتخیز خاورمیانه بود. آمریکا رژیم صهیونیستی را از پاسخگویی درباره سرکوب فلسطینیها و سرقت سرزمینشان محافظت کرد و در مقابل، رژیم صهیونیستی به آمریکا کمک کرد روایتی بسازد که بر مهار و سرنگونی دولتهای ملیگرای سکولار در منطقه و حمایت از سلطنتهای واپسگرا استوار بود.
اکنون ایران این نظام چند دههای را تا مرز نابودی تحت فشار قرار داده است. ایران کشورهای خلیج فارس را ناچار به انتخاب میکند: آیا همچنان به آمریکا خدمت خواهند کرد، در حالی که نشان داده نمیتواند از آنها محافظت کند، یا با ایران، بهعنوان قدرت بزرگ جدید، همراه خواهند شد؛ قدرتی که برای عبور از تنگه هرمز عوارض وضع میکند؟
میدلایستآی در پایان مینویسد غرب بهسرعت درمییابد که پهپادهای ارزان میتوانند حتی پیچیدهترین سامانههای شناسایی آن را دور بزنند و چند مین و قایق توپدار میتوانند بخش بزرگی از سوخت مورد نیاز اقتصاد جهانی را خفه کنند.
رسانه انگلیسی نتیجه میگیرد: «حباب توهم سرانجام ترکیده است. غرب بالاخره دارد مجازات اعمال خود را میبیند؛ هرچند دیرهنگام. این درس واقعاً دردناک خواهد بود.»
انتهای پیام/20
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس