qodsna.ir qodsna.ir

راهبرد دفاع ملی وزارت جنگ آمریکا برای 2026

وزارت جنگ آمریکا سند راهبرد دفاع ملی 2026 را منتشر کرده و عمدتاً درباره دفاع از خاک آمریکا و نیم‌کره غربی، بازدارندگی علیه چین در منطقه هند-اقیانوسیه و تقویت توان دفاعی شرکای واشنگتن است.


به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) مشروح این راهبرد به شرح زیر است:

 

مقدمه:
رئیس‌جمهور ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود و همچنین پس از بازگشت به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، ارتش آمریکا را بازسازی کرده و آن را به بی‌رقیب‌ترین و نیرومندترین نیروی رزمی جهان تبدیل کرده است. با این حال، ضروری است بر میزان دستاورد بودن این تحول تأکید شود.


واقعیت این است که رئیس‌جمهور ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ در شرایطی به قدرت رسید که یکی از خطرناک‌ترین محیط‌های امنیتی در تاریخ کشور ما شکل گرفته بود. در داخل، مرزهای آمریکا تحت فشار شدید قرار داشت، تروریست های قاچاقچی مواد مخدر و دیگر دشمنان در سراسر نیمکره غربی قدرت گرفته بودند و دسترسی ایالات متحده به مناطق راهبردی مهمی همانند کانال پاناما و گرینلند به‌طور فزاینده‌ای محل تردید بود.

در همین حال، در اروپا — جایی که رئیس‌جمهور ترامپ پیش‌تر متحدان ما در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را وادار کرده بود دفاع از خود را جدی بگیرند — دولت پیشین عملا آن‌ها را به «مفت خوری» تشویق کرد و در نتیجه، این ائتلاف توان بازدارندگی یا واکنش مؤثر به تهاجم روسیه به اوکراین را از دست داد.

در خاورمیانه، اسرائیل پس از حملات وحشیانه هفتم اکتبر نشان داد هم توان و هم اراده دفاع از خود را دارد و ثابت کرد متحدی نمونه محسوب می شود. با این حال، دولت پیشین به‌جای تقویت اسرائیل، دست‌های آن را بست. در تمام این مدت، چین و توان نظامی‌اش در منطقه هند-اقیانوس آرام،که بزرگ‌ترین و پویاترین بازار جهان است، رو به افزایش بود. این تحول با پیامدهای جدی برای امنیت، آزادی و رفاه خود آمریکایی‌ها همراه شد.

هیچ‌یک از این روندها اجتناب‌ناپذیر نبود. آمریکا پس از جنگ سرد با فاصله‌ای چشمگیر به‌عنوان قدرتمندترین کشور جهان ظهور کرد. ما در نیمکره خود امن بودیم، ارتشی متمرکز بر نبرد، بسیار برتر از هر نیروی دیگری، متحدانی فعال و صنعتی نیرومند داشتیم . اما به‌جای حفظ و پرورش این برتری‌های به‌سختی به‌دست‌آمده، رهبری پس از جنگ سرد و نهاد سیاست خارجی کشور, آن‌ها را به هدر دادند.

آنها به‌جای آنکه از منافع آمریکا حفاظت و آن را تقویت کنند، مرزهای ما را گشودند، خرد «دکترین مونرو» را فراموش کردند، نفوذ ما را در نیمکرهی خودمان واگذار کردند و صنعت آمریکا ــ از جمله پایگاه صنعتی دفاعیکه نیروهای ما به آن وابسته‌اند ــ را به خارج سپردند. آن‌ها پسران و دختران شجاع آمریکایی را به جنگ‌های پیاپی و بی‌هدف فرستادند تا رژیم‌ها را سرنگون کنند و در نیمه ی دیگر جهان ملت‌سازی کنند؛ کاری که آمادگی نظامی ما را فرسوده و روند نوسازی را به تأخیر انداخت. آن‌ها جنگاوران ما را محکوم کردند و روحیه ی رزمندگی را که پیشینیان ما پرورش داده و ستوده بودند ــ و ارتش آمریکا را به رشک جهان تبدیل کرده بود ــ نادیده گرفتند.

آن‌ها به دشمنان زیرک ما اجازه دادند ــ و حتی کمک کردند ــ که قدرتمندتر شوند، در حالی که متحدان ما را تشویق کردند به‌جای شریک، همچون وابسته رفتار کنند؛ امری که ائتلاف های ما را تضعیف و ما را آسیب‌پذیرتر کرد. و این‌گونه بود که در ژانویه ی ۲۰۲۵ خود را در جهانی یافتیم که نه‌تنها مناطق مختلف آن در جنگ بودند یا به‌سوی جنگ پیش می‌رفتند، بلکه خطر کشیده‌شدن پای خود آمریکا به جنگ‌های بزرگ هم‌زمان در چندین جبهه افزایش یافته بود؛ـ جنگ جهانی سوم، همان‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ هشدار داده بود.

اکنون همه‌چیز در حال تغییر است. تحت رهبری رئیس‌جمهور ترامپ، و مطابق با چشم‌انداز و دستور او در «راهبرد امنیت ملی» وزارت جنگ کاملا متمرکز بر بازگرداندن صلح از طریق قدرت است. همان‌طور که در راهبرد امنیت ملی توضیح داده شده، رویکرد رئیس‌جمهور مبتنی بر واقع‌گرایی انعطاف‌پذیر و عملی است؛ نگاهی روشن و بی‌پرده به جهان که برای خدمت به منافع آمریکایی‌ها ضروری است.

این رویکرد پیامدهای روشنی برای وزارت جنگ دارد. پیش از هر چیز، به معنای اولویت‌دادن به مأموریت‌هایی است که بیشترین اهمیت را برای امنیت، آزادی و رفاه آمریکایی‌ها دارند. این یعنی تمرکز تلاش‌های وزارتخانه بر:

-
دفاع از سرزمین اصلی ایالات متحده:
ما مرزهای آمریکا و مسیرهای دریایی آن را ایمن خواهیم کرد و از آسمان کشور با «گنبد طلایی آمریکا» و تمرکز تازه بر مقابله با تهدیدهای پهپادی دفاع خواهیم کرد. ما بازدارندگی هسته‌ای نیرومند و مدرنی را حفظ خواهیم کرد که قادر به مقابله با تهدیدهای راهبردی علیه کشور باشد، دفاع سایبری قدرتمندی ایجاد و حفظ خواهیم کرد و تروریست‌های اسلام گرا را که توان و نیت حمله به سرزمین ما را دارند شکار و خنثی خواهیم کرد.

هم‌زمان، ما با شجاعت و قاطعیت از منافع آمریکا در سراسر نیمکره ی غربی دفاع خواهیم کرد. ما دسترسی نظامی و تجاری آمریکا به مناطق کلیدی ــ به‌ویژه کانال پاناما، خلیج آمریکا و گرینلند ــ را تضمین خواهیم کرد. ما گزینه‌های نظامی معتبر برای رئیس‌جمهور ترامپ فراهم خواهیم کرد تا علیه تروریست های قاچاقچی مواد مخدر در هر کجا که باشند به کار گیرد. ما با همسایگان خود، از کانادا تا شرکایمان در آمریکای مرکزی و جنوبی، با حسن نیت تعامل خواهیم کرد، اما اطمینان می‌دهیم آن‌ها نیز سهم خود را در دفاع از منافع مشترک انجام دهند. و هرجا چنین نکنند، ما آماده‌ایم اقداماتی متمرکز و قاطع انجام دهیم که منافع آمریکا را به‌طور ملموس پیش ببرد.
این «اصل ترامپ» در ادامه ی دکترین مونرو است، و ارتش آمریکا آماده است آن را با سرعت، قدرت و دقت اجرا کند؛ همان‌گونه که جهان در عملیات «عزم مطلق» شاهد بود.

-
بازدارندگی چین در منطقه ی هند–اقیانوس آرام از طریق قدرت، نه تقابل:
رئیس‌جمهور ترامپ به‌دنبال صلح پایدار، تجارت منصفانه و روابط محترمانه با چین است و نشان داده که آماده است برای رسیدن به این اهداف مستقیما با رئیس‌جمهور شی‌جین‌پینگ گفت‌وگو کند. اما او همچنین نشان داده که مذاکره باید از موضع قدرت انجام شود و وزارت جنگ را بر همین اساس مأمور کرده است.

در راستای این رویکرد، وزارت جنگ به‌دنبال گسترش کانال‌های ارتباطی نظامی با ارتش آزادی‌بخش خلق چین با تمرکز بر ثبات راهبردی، کاهش تنش و جلوگیری از درگیری خواهد بود. اما ما دربارهی سرعت، مقیاس و کیفیت رشد تاریخی توان نظامی چین واقع‌بین خواهیم بود.

هدف ما سلطه بر چین نیست؛ خفه‌کردن یا تحقیر آن نیست. هدف ساده است: جلوگیری از اینکه هر کشوری ــ از جمله چین ــ بتواند بر ما یا متحدانمان استیلا یابد. این یعنی ایجاد شرایط نظامی لازم برای دستیابی به هدف راهبرد دفاع ملی: توازن قدرت در هند–اقیانوس آرام که به همه ی ما امکان دهد از صلحی شرافتمندانه بهره‌مند شویم.

بر همین اساس، ما یک دفاع بازدارندهی قدرتمند در امتداد «زنجیره ی جزایر اول» ایجاد خواهیم کرد. ما همچنین از متحدان و شرکای منطقه‌ای می‌خواهیم و کمک می‌کنیم که نقش بیشتری در دفاع جمعی ایفا کنند. این کار بازدارندگی از طریق انکار را تقویت می‌کند تا همه ی کشورها بدانند که منافعشان در صلح و خویشتنداری است.

این‌گونه است که موقعیت قدرت نظامی لازم برای مذاکره ی مطلوب رئیس‌جمهور ترامپ فراهم می‌شود. ما قدرتمند خواهیم بود، اما بی‌جهت تقابلی نخواهیم شد. این همان راهی است که چشم‌انداز ترامپ برای «صلح از طریق قدرت» را در منطقه ی حیاتی هند–اقیانوس آرام به واقعیت تبدیل می‌کند.

-
افزایش تقسیم بار دفاعی با متحدان و شرکا:
راهبرد ما انزواگرایانه نیست. همان‌طور که راهبرد دفاع ملی تأکید می‌کند، این رویکردی مبتنی بر تعامل هدفمند در خارج، با تمرکز بر منافع عملی و ملموس آمریکایی‌هاست.

از منظر عقلانی «اول آمریکا»، ائتلاف ها و شرکا نقش اساسی دارند؛ـ اما نه به‌عنوان وابستگان نسل گذشته. در حالی که وزارت جنگ به‌درستی دفاع از سرزمین اصلی و بازدارندگی چین را در اولویت قرار می‌دهد، تهدیدهای دیگر همچنان وجود خواهند داشت و متحدان ما برای مقابله با آن‌ها ضروری خواهند بود. آن‌ها این کار را نه از سر لطف به ما، بلکه از سر منافع خود انجام خواهند داد.

در منطقه ی هند–اقیانوس آرام، جایی که متحدان ما خواهان نظم آزاد و باز هستند، مشارکت آن‌ها برای بازدارندگی و ایجاد توازن در برابر چین امری حیاتی است. در اروپا و سایر مناطق، متحدان رهبری مقابله با تهدیدهایی را بر عهده خواهند گرفت که برای آن‌ها جدی‌تر از ماست، و آمریکا حمایت حیاتی اما محدود ارائه خواهد داد.

در همهی موارد، ما صادق اما شفاف خواهیم بود درباره ی نیاز فوریِ دیگران به اینکه سهم خود را انجام دهند و اینکه این کار کاملا به نفع خودشان است و نباید در آن تأخیر کنند. ما آن‌ها را تشویق و توانمند خواهیم کرد تا نقش بیشتری بر عهده بگیرند. این کار مستلزم تغییر لحن و شیوه نسبت به گذشته است، اما این تغییر نه‌تنها برای آمریکایی‌ها بلکه برای متحدان و شرکای ما نیز ضروری است. برای مدت طولانی، متحدان و شرکا راضی بوده‌اند که ما هزینه ی دفاع آن‌ها را بپردازیم. اعتبارش نصیب نخبگان سیاسی ما می شد، در حالی که مردم عادی آمریکا هزینه‌اش را پرداخت می‌کردند. با ریاست‌جمهوری ترامپ، رویکردی جدید در حال اجراست. رئیس‌جمهور ترامپ در نشست ناتو در لاهه, یک استاندارد جهانی تازه برای هزینه‌های دفاعی تعیین کرده است: اختصاص ۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی برای هزینه‌های اصلی نظامی و ۱.۵ درصد دیگر برای هزینه‌های امنیتی؛ که در مجموع شامل ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی می شود. ما از متحدان و شرکای خود در سراسر جهان— نه فقط در اروپا—خواهیم خواست که این استاندارد را رعایت کنند. با انجام این کار، آن‌ها همراه با ایالات متحده قادر خواهند بود نیروهایی را فراهم کنند که بتوانند در هر منطقه ی کلیدی جهان، حتی در برابر تجاوزهای هم‌زمان، دشمنان بالقوه را بازدارند یا شکست دهند. این همان روشی است که شرایط صلح پایدار از طریق قدرت را در جهان ایجاد می‌کند.

-
تقویت فوق‌العاده ی پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا:
رئیس‌جمهور ترامپ رهبری یک احیای صنعتی بی‌سابقه در یک قرن اخیر را بر عهده دارد. این شامل بازگرداندن صنایع راهبردی به داخل کشور و احیای صنایعی می شود که نسل‌های گذشته به خارج منتقل کرده بودند. ما از این ابتکار تاریخی برای بازسازی صنعت دفاعی کشور استفاده خواهیم کرد؛ صنعتی که ستون فقرات دفاع ما و دفاع متحدان و شرکای ماست. ما باید دوباره به زرادخانه ی برتر جهان تبدیل شویم؛ زرادخانه‌ای که بتواند نه‌تنها برای خودمان بلکه برای متحدان و شرکایمان، در مقیاس بزرگ، با سرعت بالا و با بالاترین کیفیت تولید کند.

برای دستیابی به این هدف، ما در تولید دفاعی آمریکا دوباره سرمایه‌گذاری خواهیم کرد: افزایش ظرفیت، توانمندسازی نوآوران، بهره‌گیری از فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی، و حذف سیاست‌ها، مقررات و رویه‌های قدیمی که مانع تولید در سطح مورد نیاز نیروهای مشترک می‌شود. هم‌زمان، ما از ظرفیت تولیدی متحدان و شرکا نیز بهره خواهیم برد تا هم نیازهای خود را برآورده کنیم و هم آن‌ها را تشویق کنیم که هزینه‌های دفاعیخود را افزایش دهند و هرچه سریع‌تر نیروهای بیشتری فراهم کنند. در این روند، نه‌تنها برتری صنعتی دفاعی خود را تضمین خواهیم کرد، بلکه ائتلاف هایمان را نیز بر پایه‌ای قوی‌تر قرار خواهیم داد تا آن‌ها بتوانند سهم خود را در حفظ صلح از طریق قدرت، به‌صورت پایدار و عادلانه انجام دهند.

با تمرکز کامل وزارتخانه بر این اولویت‌ها، ما اطمینان حاصل خواهیم کرد نیروهای مشترک آماده‌اند تا بازدارندگی ایجاد کنند و در صورت نیاز، با دستیابی به اهداف کشور در برابر خطرناک‌ترین تهدیدها علیه منافع آمریکایی‌ها پیروز شوند. هم‌زمان، این راهبرد به نیروهای مشترک امکان می‌دهد انعطاف‌پذیری و چابکی عملیاتی لازم برای اهداف دیگر را فراهم کنند؛ به‌ویژه توانایی اجرای عملیات قاطع علیه اهداف در هر نقطه؛ از جمله مستقیما از خاک آمریکا، همان‌گونه که نیروهای ما در عملیات «چکش نیمه‌شب» به شکلی به‌یادماندنی نشان دادند. با تضمین اینکه نیروهای مشترک بی‌رقیب باقی بمانند، ما بیشترین گزینه‌ها را برای رئیس‌جمهور فراهم خواهیم کرد تا نیروهای مسلح آمریکا را به کار گیرد.

منطق اصلی این راهبرد—در راستای تغییر تاریخی و ضروری رئیس‌جمهور ترامپ—این است که منافع آمریکایی‌ها را به‌طور عملی و ملموس در اولویت قرار دهد. این کار مستلزم نگاه واقع‌بینانه به تهدیدهایی است که با آن‌ها روبه‌رو هستیم، و همچنین منابعی که ما و متحدانمان برای مقابله با آن‌ها در اختیار داریم. این کار مستلزم اولویت‌دادن به آن چیزی است که بیشترین اهمیت را برای آمریکایی‌ها دارد و تشخیص اینکه جدی‌ترین و مهم‌ترین تهدیدها برای منافع آن‌ها کجاست. همچنین ضروری است با متحدان و شرکا صادق و شفاف باشیم و به آن‌ها بگوییم که باید سریع‌تر و بیشتر اقدام کنند؛ نه به‌عنوان لطف به آمریکا، بلکه به‌خاطر منافع خودشان.

این کار نیازمند تغییر جدی در رویکرد، تمرکز و لحن است. اما این همان چیزی است که برای دور شدن از مسیر قدیمیِ منتهی به فاجعه و حرکت به‌سوی «بازگرداندن عظمت به آمریکا» لازم است. این رویکرد همچنین شرایط صلح پایدار را نه‌تنها در داخل بلکه در خارج فراهم می‌کند؛ به عبارت دیگر، نتیجه‌ای بهتر نه‌تنها برای آمریکایی‌ها بلکه برای متحدان و شرکای ماست. این روند همچنین شامل کنار گذاشتن آرمان‌گرایی خیالی و جایگزینی آن با واقع‌گرایی سخت‌گیرانه می شود. این همان مأموریتی است که وزارت جنگ باید با جسارت، فعالانه و بدون تردید بپذیرد.

رئیس‌جمهور ترامپ کشور ما را وارد یک عصر طلایی جدید می‌کند. او بارها درباره ی بازگرداندن صلح سخن گفته است. اما به همان اندازه اعلام می کنیم این کار تنها از موضع قدرت—به‌ویژه قدرت نظامی—ممکن است. تنها وزارت جنگ می‌تواند این قدرت را فراهم کند تا از منافع کشور دفاع شود، و ما این کار را بدون عذرخواهی انجام خواهیم داد. ما شمشیر و سپر ملت خواهیم بود؛ ما همیشه برای به‌کارگیری قاطعانه به دستور رئیس‌جمهور، در خدمت چشم‌انداز او برای صلح پایدار از طریق قدرت آماده خواهیم بود. این «راهبرد دفاع ملی» نشان می‌دهد چگونه این کار انجام خواهد شد.

 

- محیط امنیتی:
در اصل، همان‌طور که «راهبرد امنیت ملی» بیان می‌کند، راهبرد «اول آمریکا» باید تهدیدها را ارزیابی، دسته‌بندی و اولویت‌بندی کند. این راهبرد باید هدف ها، روش‌ها و منابع را به‌طور عملی و واقع‌بینانه با یکدیگر هماهنگ کند. در همین چارچوب، این راهبرد بر پایه ی رویکردی واقع‌گرایانه و عملی برای درک روشن تهدیدهایی بنیان گذاشته شده است که آمریکایی‌ها با آن روبه‌رو هستند و اینکه چگونه می‌توان این تهدیدها را به‌طور واقعی و عمل‌گرایانه، در چارچوب منافع آمریکا، مدیریت کرد.

این راهبرد اساسا با راهبردهای پرطمطراق دولت‌های پس از جنگ سرد تفاوت دارد؛ راهبردهایی که از تمرکز واقعی بر منافع عملی آمریکایی‌ها جدا شده بودند. این راهبرد منافع آمریکا را با منافع کل جهان یکی نمی‌گیرد؛ به این معنا که تهدید علیه کسی در آن‌سوی جهان را برابر با تهدید علیه یک آمریکایی نمی‌داند. همچنین تحمیل سبک زندگی آمریکا با زور را ضروری نمی‌ بیند. هدف آن حل همهی مشکلات جهان نیست. بلکه به‌طور عملی بر تهدیدهای واقعی و معتبر علیه امنیت، آزادی و رفاه آمریکایی‌ها تمرکز دارد.

در همین حال، این راهبرد می‌پذیرد که برخی تهدیدها — مانند تهدیدهای مستقیم علیه سرزمین اصلی آمریکا — فوری‌تر و ملموس‌تر هستند. این راهبرد در همین حال همچنین تاکید می‌کند حتی تهدیدهایی که ممکن است دور به نظر برسند — مانند ضرورت حفظ دسترسی آمریکا به منطقهی هند – اقیانوس آرام که بزرگ‌ترین بازار جهان است — پیامدهای بسیار واقعی و حتی بنیادی برای منافع حیاتی کشور دارند.

همان‌طور که در راهبرد دفاع ملی آمده است، این راهبرد، به‌روشنی تشخیص می‌دهد همهی تهدیدها از نظر شدت، اهمیت و پیامد یکسان نیستند. اما حتی تهدیدهای کم‌اهمیت‌تر نیز مهم‌اند و نباید نادیده گرفته شوند. بنابراین، در حالی که این راهبرد تهدیدهای شدیدتر و مهم‌تر را در اولویت قرار می‌دهد، هم‌زمان کشور و متحدان و شرکای آن را برای مقابله ی موثر و پایدار با دیگر تهدیدها نیز آماده می‌کند. این کار شرایط لازم برای برقراری «صلح از طریق قدرت» را نه‌فقط برای باقی‌ماندهی دوره ی ریاست‌جمهوری، بلکه برای سال‌های آینده فراهم می‌سازد.

-
سرزمین اصلی و نیمکره ی غربی:
ظرف ده ها سال، دستگاه سیاست خارجی آمریکا از دفاع از سرزمین اصلی کشور غفلت کرده است. بخشی از این غفلت ناشی از این تصور بود که چنین دفاعی، دیگر ضروری نیست. اما بخشی دیگر نیز نتیجهی تمایل فزاینده ی تصمیم‌گیران در واشنگتن برای کاهش کنترل‌های مرزی و تسهیل مهاجرت غیرقانونی و جریان بی‌مهار و ناعادلانه ی کالا بود.

نتیجه های تاسف‌بار این رویکرد کاملا آشکار است. در دهه‌های گذشته، کشور با موج بزرگی از مهاجران غیرقانونی روبه‌رو شده است. هم‌زمان، مواد مخدر به‌طور گسترده از مرزها گذشته و صدها هزار آمریکایی را گرفتار کرده است. قاچاقچیان مواد مخدر در نیمکرهی ما از این تجارت شوم سودهای کلان برده‌اند و به‌درستی به‌عنوان «سازمان‌های تروریستی خارجی» شناخته شده‌اند؛ اما این پایان ماجرا نیست.

عملیات نیزه ی جنوبی (Southern Spear Operation) نشان می‌دهد رئیس‌جمهور ترامپ در جلوگیری از اقدام تروریست های قاچاقچی مواد مخدر به ورود مواد مخدر مرگبار کاملا جدی است. رئیس‌جمهور همچنین در مجازات این گروه‌ها مصمم است. برای مثال، «نیکلاس مادورو» (رئیس جمهور ونزوئلا), تصور می‌کرد می‌تواند بدون پیامد، آمریکایی‌ها را گرفتار کند. «عملیات عزم مطلق» (Absolute Resolve)، خلاف این را به او نشان داد و همه تروریست های قاچاقچی مواد مخدر باید این پیام را درک کنند.

تهدیدهای نظامی مستقیم علیه سرزمین اصلی آمریکا، از جمله تهدیدهای هسته‌ای، توانایی‌های حمله ی متعارف، فضایی، سایبری و جنگ الکترومغناطیسی نیز در سال‌های گذشته افزایش یافته است. هم‌زمان، هرچند ایالات متحده در دهه‌های گذشته سازمان‌های تروریستی اسلامی مانند «القاعده» و «داعش» را به‌شدت تضعیف کرده است، اما این گروه‌ها همچنان خود را (با شرایط) تطبیق می‌دهند و تهدیدی واقعی باقی مانده‌ اند.


منافع آمریکا در سراسر نیمکره ی غربی نیز در معرض تهدید قرار دارد. از اوایل قرن نوزدهم، پیشینیان ما تشخیص داده بودند که ایالات متحده باید نقش قدرتمندتر و مبتنی بر رهبری‌ بیشتری در امور نیمکره ایفا کند تا امنیت اقتصادی و ملی کشور حفظ شود. همین بینش بود که به شکل‌گیری «دکترین مونرو» و سپس «اصلِ روزوِلت» انجامید. اما خِرَد این رویکرد به‌تدریج از دست رفت، زیرا ما جایگاه برتر خود را بدیهی فرض کردیم، حتی زمانی که این جایگاه شروع به تضعیف شدن کرد. در نتیجه، نفوذ دشمنان از گرینلند در قطب شمال تا خلیج آمریکا، کانال پاناما و بخش های جنوبی‌تر افزایش یافته است. این وضعیت نه‌تنها دسترسی آمریکا به بخش های کلیدی در سراسر نیمکره را تهدید می‌کند، بلکه ثبات و امنیت قاره ی آمریکا را نیز کاهش می‌دهد و منافع ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن را تضعیف می‌کند.

-
جمهوری خلق چین:
با هر معیاری که نگاه کنیم، چین هم‌اکنون —پس از ایالات متحده— دومین کشور قدرتمند جهان است و قدرتمندترین رقیب ما از قرن نوزدهم تاکنون به شمار می رود. و با اینکه چین با چالش‌های اقتصادی، جمعیتی و اجتماعی جدی روبه‌ روست، واقعیت این است که قدرت آن همچنان در حال افزایش است. پکن در سال‌های گذشته، مبالغ کلانی را صرف «ارتش آزادی‌بخش خلق»، اغلب به قیمت اولویت‌های داخلی, کرده است. با این حال، چین همچنان توانایی افزایش هر چه بیشتر هزینه‌های نظامی خود را دارد؛ و نشان داده که می‌تواند این کار را به‌طور موثر صورت دهد. سرعت، مقیاس و کیفیت رشد تاریخی توان نظامی چین خود گویای این واقعیت است؛ از جمله نیروهایی که برای عملیات در غرب اقیانوس آرام طراحی شده‌اند و همچنین توانایی‌هایی که می‌توانند هدف های بسیار دورتر را نیز نشانه بگیرند.

این موضوع برای منافع آمریکا اهمیت دارد، زیرا همان‌طور که راهبرد دفاع ملی تاکید می‌کند، منطقه ی هند – اقیانوس آرام به‌زودی بیش از نیمی از اقتصاد جهانی را شکل خواهد داد. امنیت، آزادی و رفاه مردم آمریکا به طور مستقیم به توانایی ما برای تجارت و همکاری از موضع قدرت در این منطقه وابسته است. اگر چین — یا هر کشور دیگری — بر این منطقه ی گسترده و حیاتی سلطه پیدا کند، می‌تواند در عمل دسترسی آمریکا به مرکز ثقل اقتصاد جهانی را وتو کند؛ امری که پیامدهای بلندمدتی برای چشم‌انداز اقتصادی کشور، از جمله توانایی ما برای بازصنعتی‌سازی، خواهد داشت.

به همین علت است که راهبرد دفاع ملی به وزارت جنگ دستور می‌دهد توازن مطلوب قدرت نظامی را در منطقه ی هند – اقیانوس آرام نه برای سلطه، تحقیر یا خفه‌کردن چین، حفظ کند  برعکس، هدف ما بسیار محدودتر و منطقی‌تر است: اینکه نه چین و نه هیچ کشور دیگری نتواند بر ما یا متحدانمان مسلط شود. این هدف نیازی به تغییر رژیم یا یک نبرد وجودی ندارد. بلکه صلحی آبرومندانه — بر پایه ی شرایطی مطلوب برای آمریکا و در همین حال قابل‌قبول برای چین — کاملا ممکن است. این همان مبنای خردمندانه ی رویکرد واقع‌گرایانه و آینده‌نگرانه ی رئیس‌جمهور ترامپ در دیپلماسی با پکن است. هم‌زمان، تلاش‌های وزارت جنگ پشتوانه ی قدرت لازم برای این رویکرد را فراهم خواهد کرد.

-
روسیه:
روسیه در آینده قابل پیش‌بینی همچنان تهدیدی مداوم اما قابل مدیریت برای اعضای شرقی ناتو باقی خواهد ماند. در واقع، با وجود آنکه روسیه با مشکلات بسیاری در حوزه‌های جمعیتی و اقتصادی روبه‌ روست، جنگ کنونی این کشور در اوکراین نشان می‌دهد همچنان از ذخایر عمیق قدرت نظامی و صنعتی برخوردار است. روسیه همچنین نشان داده از عزم و اراده ملی لازم برای تداوم یک جنگ فرسایشی در پیرامون نزدیک خود برخوردار است. افزون بر این، هرچند تهدید نظامی روسیه عمدتا متوجه اروپای شرقی است، این کشور بزرگ‌ترین زرادخانه هسته‌ای جهان را در اختیار دارد که همچنان در حال نوسازی و متنوع‌سازی آن است، و نیز دارای توانمندی‌های زیرسطحی، فضایی و سایبری است که می‌تواند آنها را علیه سرزمین اصلی ایالات متحده به‌کار گیرد.

در پرتو این واقعیت‌ها، وزارت دفاع اطمینان حاصل خواهد کرد نیروهای آمریکایی برای دفاع در برابر تهدیدهای روسیه علیه سرزمین اصلی ایالات متحده آمادگی کامل دارند. این وزارتخانه همچنین به ایفای نقشی حیاتی در خود ناتو ادامه خواهد داد، در حالی که آرایش نیروها و فعالیت‌های آمریکا در عرصه اروپا را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کند که هم تهدید روسیه علیه منافع آمریکا و هم توانمندی‌های خودِ متحدان بهتر در نظر گرفته شود.

مسکو در موقعیتی نیست که بتواند برای هژمونی بر اروپا تلاش کند. ناتوی اروپایی از نظر مقیاس اقتصادی، جمعیت و در نتیجه قدرت بالقوه نظامی، به‌مراتب از روسیه بزرگ‌تر است. در عین حال، با وجود اهمیت اروپا، سهم این قاره از قدرت اقتصادی جهانی کمتر و رو به کاهش است. از این رو، اگرچه ما در اروپا حضور داشته‌ایم و خواهیم داشت، باید دفاع از سرزمین اصلی ایالات متحده و بازدارندگی چین را در اولویت قرار دهیم و این کار را خواهیم کرد.

خوشبختانه، متحدان ما در ناتو به‌طور چشمگیری قدرتمندتر از روسیه هستند؛ این مقایسه حتی نزدیک هم نیست. اقتصاد آلمان به‌تنهایی بسیار بزرگ‌تر از اقتصاد روسیه است. هم‌زمان، تحت رهبری رئیس‌جمهور «ترامپ»، متحدان ناتو متعهد شده‌اند هزینه‌های دفاعی خود را به استاندارد جهانی جدید، یعنی در مجموع پنج درصد تولید ناخالص داخلی، افزایش دهند که از این میزان، ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی به توانمندی‌های سخت نظامی اختصاص می‌یابد.

بنابراین، متحدان ما در ناتو در موقعیتی قوی قرار دارند تا با پشتیبانی حیاتی اما محدودتر آمریکا، مسئولیت اصلی دفاع متعارف از اروپا را بر عهده بگیرند. این امر شامل پیشگامی در پشتیبانی از دفاع اوکراین نیز می‌شود. همان‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ گفته است، جنگ در اوکراین باید پایان یابد. با این حال، او همچنین تاکید کرده این موضوع پیش و بیش از هر چیز، مسئولیت اروپاست. از این رو، تامین و تداوم صلح مستلزم رهبری و تعهد متحدان ما در ناتو خواهد بود.

-
ایران:
رئیس‌جمهور ترامپ همواره به صراحت اعلام کرده است اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. او با انجام عملیات «چکش نیمه‌شب» نشان داد به وعده ی خود ــ به‌طور قاطع ــ عمل می‌کند. هیچ ارتشی در جهان قادر نبود عملیاتی با این مقیاس، پیچیدگی و پیامدها را اجرا کند، اما نیروهای مشترک آمریکا این عملیات را بی‌نقص انجام دادند و برنامه ی هسته‌ای ایران را نابود کردند. نیروهای آمریکایی همچنین در جریان جنگ ۱۲روزه، پشتیبانی حیاتی از دفاع اسرائیل فراهم آوردند و زمینه ی موفقیت‌های تاریخی عملیاتی و راهبردی برای اسرائیل را تامین کردند. اکنون رژیم ایران ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر از هر زمان در دهه‌های گذشته است.


«محور مقاومت» ایران نیز به‌شدت آسیب دیده است. سلسله عملیات‌ اسرائیل «حزب‌الله» و «حماس» را به‌طور جدی تضعیف کرده است. به دستور رئیس‌جمهور ترامپ، ایالات متحده همچنین عملیات «سوارکار خشن» (Operation Rough Rider) را آغاز کرد که توان تهاجمی حوثی‌ها (جنبش انصارالله) را کاهش داد و در نهایت آنها را وادار کرد درخواست صلح بدهند و شلیک به سوی کشتی‌های آمریکایی را متوقف کنند. در این روند، رئیس‌جمهور توانست از طریق یک کارزار کوتاه، سریع و قاطع، آزادی ناوبری برای کشتی‌های آمریکایی را بازگرداند.

با این حال، هرچند ایران در ماه‌های گذشته با شکست‌های سنگینی روبه‌رو شده است، به نظر می‌رسد این کشور قصد دارد نیروهای متعارف نظامی خود را دوباره بازسازی کند. سران ایران همچنین احتمال تلاش دوباره برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را از جمله با خودداری از ورود به گفتگوهای معنادار منتفی ندانسته‌اند. افزون بر این، هرچند نیروهای نیابتی ایران به‌شدت تضعیف شده‌اند، اما ممکن است تلاش کنند زیرساخت‌ها و توانایی‌های ویران‌شده ی خود را بازسازی نمایند. همچنین نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که رژیم ایران دستش به خون آمریکایی‌ها آلوده است، همچنان قصد نابودی متحد نزدیک ما یعنی اسرائیل را دارد، و ایران و نیروهای نیابتی‌اش به طور مرتب بحران‌های منطقه‌ای به وجود می آورند که افزون بر تهدید کردن جان نیروهای آمریکایی، مانع از آن می‌شود که منطقه به سوی آینده‌ای آرام و شکوفا حرکت کند؛ آینده‌ای که بسیاری از سران و مردم آن آشکارا خواهانش هستند.

با این حال، فرصت‌های مهمی نیز پیش روی ما قرار دارد. اسرائیل مدت‌هاست نشان داده با وجود نیاز به حمایت حیاتی اما محدود آمریکا، هم توان و هم ارادهی دفاع از خود را دارد. اسرائیل یک متحد نمونه است و اکنون فرصتی داریم که آن را بیش از پیش توانمند کنیم تا از خود دفاع کند و بر پایه ی تلاش‌های تاریخی رئیس‌جمهور ترامپ برای برقراری صلح در خاورمیانه (غرب آسیا) منافع مشترکمان را به پیش ببرد. همچنین در «خلیج فارس»، شرکای آمریکا بیش از گذشته مایل و قادرند - از جمله با خرید و به‌کارگیری انواع سامانه‌های نظامی آمریکایی - از خود در برابر ایران و نیروهای نیابتی‌اش دفاع کنند. این امر فرصت‌های بیشتری فراهم می آورند تا شرکای منفرد را برای دفاع از خود توانمند کنیم و همچنین امکان می‌دهد میان شرکای منطقه‌ای هماهنگی بیشتری فراهم کنیم تا بتوانند اقدام های مشترک موثرتری صورت دهند.

- جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره ی شمالی):
کره ی شمالی یک تهدید مستقیم نظامی برای جمهوری کره (کره ی جنوبی) و همچنین ژاپن به شمار می رود؛ کشورهایی که هر دو از متحدان ایالات متحده هستند. با اینکه بخش بزرگی از نیروهای متعارف کره ی شمالی قدیمی هستند یا به‌خوبی نگهداری نشده‌اند، کره ی جنوبی همچنان باید در برابر خطر تهاجم احتمالی کره ی شمالی هشیار بماند.
نیروهای موشکی کره ی شمالی نیز قادرند هدف هایی در کره ی جنوبی و ژاپن را با سلاح‌های متعارف، هسته‌ای و دیگر سلاح‌های کشتار جمعی هدف حمله قرار دهند.
هم‌زمان، توان هسته‌ای کره ی شمالی به‌طور فزاینده‌ای قادر است سرزمین اصلی ایالات متحده را تهدید کند. این نیروها از نظر شمار و پیچیدگی در حال رشد هستند و یک خطر واقعی و فوری برای حمله ی هسته‌ای به خاک آمریکا به شمار می‌آیند.

 

-مسئله هم‌زمانی و پیامدهای آن برای تقسیم بار مسئولیت میان متحدان:
برای ایالات متحده و متحدانش کاملا معقول و محتاطانه است که برای این احتمال آماده باشند که یک یا چند رقیب بالقوه، به‌صورت هماهنگ یا فرصت‌طلبانه، در چند جبهه به‌طور هم‌زمان اقدام کنند. چنین سناریویی نگرانی کمتری ایجاد می‌کرد اگر متحدان و شرکای ما در دهه‌های گذشته به‌طور کافی در حوزه دفاعی خود سرمایه‌گذاری کرده بودند؛ اما آنها چنین نکردند. در عوض، به‌جز موارد نادر، آن‌ها اغلب راضی بودند که ایالات متحده از آن‌ها دفاع کند، در حالی که خودشان هزینه‌های دفاعی را کاهش داده و منابع را صرف اموری مانند رفاه عمومی و سایر برنامه‌های داخلی کردند.


البته آن‌ها تنها مقصران این وضعیت نبودند. بی‌تردید، سرمایه‌گذاری کم در بخش دفاعی، تصمیم خود آن‌ها بود، اما این تصمیم اغلب از سوی سیاست‌گذاران پیشین آمریکا نیز تشویق می‌شد؛ کسانی که به‌نادرستی باور داشتند ایالات متحده از متحدانی که بیشتر وابسته‌اند تا شریک، سود می‌برد. خوشبختانه، این دوره اکنون به پایان رسیده است. همان‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ به‌روشنی اعلام کرده است، متحدان و شرکای ما باید سهم منصفانه خود را از بار دفاع جمعی بر دوش بکشند. این کار نه‌تنها پس از دهه‌ها کمک آمریکا به دفاع آن‌ها، اقدامی درست و منصفانه است، بلکه از منظر راهبردی — هم برای ما و هم برای آن‌ها — امری حیاتی به‌شمار می‌آید و به‌واسطه رهبری رئیس‌جمهور ترامپ، از ژانویه ۲۰۲۵ شاهد بوده‌ایم که متحدان ما، به‌ویژه در اروپا و کره جنوبی، گام‌های جدی‌تری در این مسیر برداشته‌اند.


به همین دلیل است که تقسیم بار مسئولیت یکی از ارکان اساسی این راهبرد به‌شمار می‌آید، حتی در حالی که وزارت جنگ رشد نیروهای مشترک را در اولویت قرار داده و از افزایش سقف‌های بودجه دفاعی برای پشتیبانی از این رشد, حمایت می‌کند. ائتلاف‌ها و شراکت های آمریکا یک کمربند دفاعی پیرامون اوراسیا ایجاد کرده‌اند. این روابط نه‌تنها از نظر جغرافیایی مزیت‌آفرین‌اند، بلکه شامل بسیاری از ثروتمندترین کشورهای جهان نیز می‌شوند. در مجموع، شبکه ائتلافی ما به‌مراتب ثروتمندتر از تمامی دشمنان بالقوه ما در کنار هم است. در نتیجه، اگر متحدان و شرکای ما مطابق با استاندارد جهانی جدید تعیین‌شده در اجلاس لاهه، به‌درستی در دفاع خود سرمایه‌گذاری کنند، می‌توانیم با هم نیروهایی بیش از حد کافی برای بازدارندگی رقبا — حتی در صورت اقدام هم‌زمان آن‌ها — فراهم آوریم.


بدین ترتیب، همان‌گونه که در راهبرد امنیت ملی هدایت شده است، موازنه‌های مطلوب قدرت را در هر یک از مناطق کلیدی جهان حفظ خواهیم کرد.

 

در حالی که نیروهای آمریکا بر دفاع از سرزمین اصلی و منطقه هند-اقیانوسیه تمرکز می‌کنند، متحدان و شرکای ما در سایر مناطق، با حمایت حیاتی اما محدودتر نیروهای آمریکایی، مسئولیت اصلی دفاع از خود را بر عهده خواهند گرفت. این رویکرد به رئیس‌جمهور ترامپ امکان می‌دهد ما را در مسیری قرار دهد که برقراری «صلح از طریق قدرت» را برای دهه‌های آینده پایدار سازد و ائتلاف‌ها و شراکت های ما را به قوی‌ترین وضعیت خود از پایان جنگ سرد تاکنون برساند.

-
رویکرد راهبردی:
رویکرد راهبردی وزارتخانه بر خطوط اصلی تلاش زیر استوار است:

-
دفاع از سرزمین اصلی ایالات متحده
-بازدارندگی چین در منطقه هند-اقیانوسیه از طریق قدرت، نه تقابل
-افزایش تقسیم بار مسئولیت با متحدان و شرکای آمریکا
-شتاب‌بخشی به پایگاه صنعتی دفاعیایالات متحده

بخش باقی‌مانده این فصل، شفافیت، راهنمایی و جهت‌دهی بیشتری برای هر یک از این خطوط تلاش ارائه می‌دهد.

خط تلاش ۱: دفاع از سرزمین اصلی ایالات متحده
همان‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ تصریح کرده است، اولویت نخست ارتش آمریکا دفاع از سرزمین اصلی ایالات متحده است. از این رو، وزارتخانه این مأموریت را از جمله از طریق دفاع از منافع آمریکا در سراسر نیمکره غربی در رأس اولویت‌ها قرار خواهد داد. این هدف به شیوه‌های زیر دنبال خواهد شد:

*
ایمن‌سازی مرزها. امنیت مرزی، امنیت ملی است. بنابراین، وزارت جنگ تلاش‌ها برای مسدود کردن مرزها، دفع اشکال مختلف تهاجم و اخراج مهاجران غیرقانونی را با هماهنگی وزارت امنیت داخلی در اولویت قرار خواهد داد.

*
مقابله با تروریست های قاچاقچی مواد مخدر در نیمکره غربی. در کنار تلاش برای ایمن‌سازی مرزهای آمریکا، اذعان داریم که تهدیدها علیه این مرزها باید در عمق نیمکره نیز مهار شوند. از این رو، به توسعه توانمندی شرکا برای تضعیف سازمان‌های تروریستی مواد مخدر در سراسر قاره آمریکا کمک خواهیم کرد و در این مسیر از آن‌ها حمایت می‌کنیم، در عین حال که توان اقدام قاطع یک‌جانبه خود را نیز حفظ خواهیم نمود. اما اگر شرکای ما نتوانند یا نخواهند سهم خود را ادا کنند، آماده خواهیم بود به‌طور مستقل و قاطع وارد عمل شویم؛ همان‌گونه که نیروهای مشترک در عملیات "عزم راسخ" این توان را نشان دادند.

*
تأمین و حفظ کنترل بر اراضی کلیدی در نیمکره غربی. همان‌گونه که راهبرد امنیت ملی تصریح می‌کند، ایالات متحده دیگر دسترسی یا نفوذ بر اراضی کلیدی در نیمکره غربی را واگذار نخواهد کرد. از این رو، وزارت جنگ گزینه‌های معتبری را در اختیار رئیس‌جمهور قرار خواهد داد تا دسترسی نظامی و تجاری آمریکا به اراضی کلیدی، از قطب شمال تا آمریکای جنوبی — به‌ویژه گرینلند، خلیج آمریکا و کانال پاناما — تضمین شود. ما اطمینان حاصل خواهیم کرد دکترین مونرو در عصر ما نیز به‌طور کامل اجرا و حفظ شود.

*
دفاع از آسمان‌های آمریکا با «گنبد طلایی آمریکا»ی رئیس‌جمهور ترامپ و سایر اقدامات ویژه مقابله با پهپادها.
وزارتخانه تلاش‌ها برای توسعه «گنبد طلایی آمریکا»ی رئیس‌جمهور ترامپ را با تمرکز ویژه بر گزینه‌هایی مقرون‌به‌صرفه برای خنثی‌سازی رگبارهای گسترده موشکی و سایر حملات پیشرفته هوایی در اولویت قرار خواهد داد. علاوه بر این، وزارت جنگ قابلیت‌ها و سامانه‌هایی را برای مقابله با سامانه‌های هوایی بدون سرنشین توسعه داده و به‌کار خواهد گرفت. همچنین اطمینان حاصل خواهیم کرد نیروهای آمریکا به طیف الکترومغناطیسی مورد نیاز برای دفاع از سرزمین اصلی دسترسی داشته باشند.

*
نوسازی و انطباق نیروهای هسته‌ای ایالات متحده.
ایالات متحده به زرادخانه‌ای هسته‌ای قوی، ایمن و مؤثر نیاز دارد که با راهبردهای کلان ملی و دفاعی کشور سازگار باشد. ما نیروهای هسته‌ای خود را با تمرکز ویژه بر بازدارندگی و مدیریت تشدید تنش، متناسب با چشم‌انداز در حال تغییر هسته‌ای جهان، نوسازی و تطبیق خواهیم داد. ایالات متحده هرگز در برابر باج‌گیری هسته‌ای آسیب‌پذیر رها نمی شود و نخواهد شد.

*
بازدارندگی و دفاع در برابر تهدیدهای سایبری. وزارتخانه تقویت دفاع‌های سایبری برای اهداف نظامی آمریکا و برخی اهداف غیرنظامی را در اولویت قرار خواهد داد. وزارت جنگ همچنین گزینه‌های دیگری را برای بازدارندگی یا تضعیف تهدیدهای سایبری علیه سرزمین اصلی ایالات متحده توسعه خواهد داد.

*
مقابله با تروریست‌های اسلام گرا. وزارتخانه رویکردی پایدار از نظر منابع برای مقابله با تروریست‌های اسلام گرا حفظ خواهد کرد؛ رویکردی که بر سازمان‌هایی متمرکز است که توان و نیت حمله به سرزمین اصلی ایالات متحده را دارند.


خط تلاش ۲: بازدارندگی چین در منطقه هند-اقیانوسیه از طریق قدرت، نه تقابل
وزارت جنگ در تعامل با همتایان خود در ارتش آزادی‌بخش خلق چین، از دستورالعملی های رئیس‌جمهور ترامپ پیروی کرده و از قالب‌ها و سازوکارهای متنوع‌تری برای این تعاملات استفاده خواهد کرد. تمرکز این تعاملات بر حمایت از ثبات راهبردی و، به‌طور کلی، بر رفع تنش، جلوگیری از درگیری ناخواسته و مهار تشدید تنش خواهد بود. هم‌زمان، رئیس‌جمهور ترامپ به‌روشنی خواهان برقراری صلحی شایسته در منطقه هند-اقیانوسیه است؛ صلحی که در آن تجارت به‌صورت آزاد و منصفانه جریان داشته باشد، همه بتوانند از رفاه برخوردار شوند و منافع ما مورد احترام قرار گیرد. وزارت جنگ از این تعاملات برای انتقال این چشم‌انداز و نیت به مقامات چینی بهره خواهد گرفت و در عین حال، از طریق رفتار خود، تمایل صادقانه‌اش برای دستیابی و حفظ چنین آینده‌ای آرام و شکوفا را نشان خواهد داد.


با این حال، ما مهم‌ترین دستور رئیس‌جمهور ترامپ به وزارتخانه را از نظر دور نخواهیم داشت: برقراری صلح از مسیر قدرت. با درک این اصل، مسئولیت اساسی وزارت جنگ آن است که اطمینان حاصل کند رئیس‌جمهور ترامپ همواره بتواند از موضع قدرت مذاکره کند تا صلح در منطقه هند-اقیانوسیه پایدار بماند. از این رو، همان‌گونه که در راهبرد امنیت ملی ذکر شده است، ما یک دفاع انکاری نیرومند را در امتداد خط زنجیره نخست جزایر ایجاد، مستقر و پایدار خواهیم کرد.

 

همچنین با متحدان و شرکای منطقه‌ای خود به‌طور نزدیک همکاری خواهیم کرد تا آن‌ها را ترغیب و توانمند سازیم سهم بیشتری در دفاع جمعی ما ایفا کنند، به‌ویژه به شیوه‌هایی که برای یک دفاع انکاری مؤثر حیاتی است. از طریق این تلاش‌ها، به‌روشنی نشان خواهیم داد هرگونه تلاش برای تجاوز به منافع ایالات متحده شکست خواهد خورد و از همان ابتدا ارزش امتحان‌کردن را نخواهد داشت؛ و این، جوهره بازدارندگی از طریق انکار است.


به همین ترتیب، وزارت جنگ قدرت نظامی لازم را برای دیپلماسی آینده‌نگرانه و واقع‌گرایانه رئیس‌جمهور ترامپ فراهم خواهد کرد و شرایطی را شکل خواهد داد که به ایجاد موازنه قدرتی در منطقه هند-اقیانوسیه بینجامد که در آن همه ما — ایالات متحده، چین و دیگر بازیگران منطقه — بتوانیم از صلحی شایسته برخوردار شویم. هم‌زمان، در جریان استقرار یک دفاع انکاری قدرتمند در امتداد خط زنجیره نخست جزایر، وزارت جنگ تضمین خواهد کرد نیروهای مشترک همواره توان انجام حملات و عملیات‌های ویرانگر علیه اهدافی در هر نقطه از جهان — از جمله به‌طور مستقیم از خاک ایالات متحده — را حفظ کنند؛ امری که به رئیس‌جمهور انعطاف‌پذیری و چابکی عملیاتی بی‌همتا می‌بخشد.


خط تلاش ۳: افزایش تقسیم بار مسئولیت با متحدان و شرکای ایالات متحده
همسو با رویکرد رئیس‌جمهور، آن‌گونه که در راهبرد امنیت ملی تشریح شده است، این راهبرد رسیدگی به بزرگ‌ترین تهدیدها علیه منافع آمریکایی‌ها را در اولویت قرار می‌دهد، اما از سایر تهدیدها نیز غافل نمی‌شود. بلکه با تکیه بر رویکرد رئیس‌جمهور، این راهبرد بر آن است که به‌صورت سنجیده و محتاطانه، متحدان و شرکای آمریکا را ترغیب و توانمند سازد تا مسئولیت اصلی دفاع در برابر سایر تهدیدها را، با حمایت حیاتی اما محدودتر ایالات متحده، بر عهده بگیرند. این رویکرد، زمینه‌های تحقق صلح پایدار از مسیر قدرت را در تمامی عرصه‌ها فراهم می‌سازد.

در ادامه، وزارتخانه تقویت مشوق‌ها برای آن‌که متحدان و شرکا مسئولیت اصلی دفاع از خود را در اروپا، خاورمیانه و شبه‌جزیره کره بر عهده بگیرند، آن هم با حمایت حیاتی اما محدود نیروهای آمریکا, در اولویت قرار خواهد داد. هم‌زمان، تلاش خواهیم کرد تا تا حد امکان، پذیرش سهم بزرگ‌تری از بار دفاع جمعی برای متحدان و شرکا؛ از جمله از طریق همکاری نزدیک در برنامه‌ریزی نیرو و عملیات، و کار مشترک برای افزایش آمادگی نیروهای آن‌ها برای مأموریت‌های کلیدی, تسهیل شود.


همان‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ نشان داده است، باید سازوکار پاسخ‌گویی روشنی وجود داشته باشد. مشوق‌ها کارآمدند و بخش حیاتی سیاست ائتلافی ما را تشکیل خواهند داد. از این رو، همکاری و تعامل با متحدان الگو — آن‌هایی که به‌اندازه لازم هزینه می‌کنند و با حمایت حیاتی اما محدود آمریکا به‌طور ملموس در برابر تهدیدهای مناطق خود اقدامات بیشتری انجام می‌دهند— در اولویت قرار خواهد گرفت. این همکاری‌ها شامل فروش تسلیحات، همکاری صنعتی دفاعی، اشتراک‌گذاری اطلاعات و سایر فعالیت‌هایی خواهد بود که در نهایت، همه کشورهای ما را در موقعیتی بهتر و امن‌تر قرار می‌دهد.
از منظر عملی، وزارت جنگ به‌شرح زیر عمل خواهد کرد:

*
نیمکره غربی
کانادا و مکزیک نقش‌های مهمی در دفاع در این نیمکره‌؛ از جمله از طریق همکاری با وزارت جنگ و سایر نهادهای ایالات متحده برای جلوگیری از رسیدن مهاجران غیرقانونی و تروریست های قاچاقچی مواد مخدر به مرزهای آمریکا, ایفا می‌کنند. کانادا همچنین نقشی حیاتی در کمک به دفاع از آمریکای شمالی در برابر سایر تهدیدها، از جمله با تقویت دفاع‌ها در برابر تهدیدهای هوایی، موشکی و زیرسطحی دارد. علاوه بر این، شرکای ایالات متحده در سراسر نیمکره غربی می‌توانند کارهای بسیار بیشتری برای مقابله با مهاجرت غیرقانونی، تضعیف تروریست های قاچاقچی مواد مخدر و جلوگیری از آن‌که دشمنان آمریکا کنترل یا نفوذ ناموجهی بر اراضی کلیدی به‌دست آورند؛ به‌ویژه در گرینلند، خلیج آمریکا و کانال پاناما, انجام دهند. وزارتخانه با کشورهای سراسر نیمکره همکاری خواهد کرد تا این اهداف را پیش ببرد و با ایجاد مشوق‌ها و فراهم‌سازی توانمندی‌ها، آن‌ها را به ایفای نقش پررنگ‌تر ترغیب کند.

*
اروپــــا
همان‌گونه که راهبرد امنیت ملی تصریح می‌کند، پذیرش مسئولیت اصلی دفاع متعارف در خود اروپا، پاسخ مناسب به تهدیدهای امنیتی پیشِ‌روی آن است. بر این اساس، وزارتخانه متحدان ناتو را ترغیب و توانمند خواهد ساخت تا با حمایت حیاتی اما محدودتر ایالات متحده، مسئولیت اصلی دفاع متعارف اروپا را بر عهده بگیرند. در کانون این تلاش، وزارت جنگ با متحدان خود به‌طور نزدیک همکاری خواهد کرد تا اطمینان یابد آن‌ها به تعهد افزایش هزینه‌های دفاعی که در اجلاس لاهه پذیرفته‌اند، عمل می‌کنند. همچنین تلاش خواهیم کرد از سازوکارهای ناتو در حمایت از این اهداف بهره بگیریم و هم‌زمان همکاری صنعتی دفاعیفراآتلانتیک را گسترش داده و موانع تجاری دفاعیرا کاهش دهیم تا توان جمعی ما برای تولید نیروها و قابلیت‌های مورد نیاز جهت تحقق اهداف دفاعی آمریکا و متحدانش به حداکثر برسد. در نهایت، به‌صراحت به متحدان اروپایی خود اعلام خواهیم کرد که تمرکز تلاش‌ها و منابع آن‌ها باید بر خود اروپا باشد؛ زیرا این همان جایی است که آن‌ها می‌توانند — و باید — بیشترین تفاوت را برای دفاع جمعی ما رقم بزنند.

*
خاورمیانــه
همان‌گونه که رئیس‌جمهور ترامپ در سخنرانی تاریخی خود در ریاض تشریح کرد، ایالات متحده در پی خاورمیانه‌ای صلح‌آمیزتر و شکوفاتر است. با این حال، رئیس‌جمهور همچنین روشن ساخت که این دگرگونی تنها به‌دست کسانی محقق می‌شود که بیش از همه در آینده منطقه ذینفع هستند, یعنی متحدان و شرکای ما در خود منطقه. وظیفه ما حمایت از آن‌ها در این مسیر است، با تکیه بر بنیان محکمی که رئیس‌جمهور ترامپ از طریق دیپلماسی صریح، واقع‌بینانه و خستگی‌ناپذیر خود بنا نهاده است. در این راستا، وزارت جنگ متحدان و شرکای منطقه‌ای را توانمند خواهد ساخت تا مسئولیت اصلی بازدارندگی و دفاع در برابر ایران و نیروهای نیابتی آن را بر عهده بگیرند؛ از جمله با پشتیبانی قاطع از تلاش‌های اسرائیل برای دفاع از خود، تعمیق همکاری با شرکای ما در حوزه خلیج عربی، و تسهیل همگرایی میان اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس بر پایه ابتکار تاریخی رئیس‌جمهور ترامپ، یعنی «پیمان‌های آبراهام». هم‌زمان، وزارت جنگ توان خود برای اقدام‌های متمرکز و قاطع در دفاع از منافع ایالات متحده را حفظ خواهد کرد. از طریق این رویکرد، می‌توان شرایط لازم برای صلحی پایدار از مسیر قدرت را در منطقه ایجاد و تقویت کرد.

*
آفریقــــا
اولویت وزارتخانه در آفریقا جلوگیری از آن است که تروریست‌های اسلامی از پناهگاه‌های منطقه‌ای برای حمله به سرزمین اصلی ایالات متحده استفاده کنند. همسو با رویکرد پایدار از نظر منابع در مقابله با تروریسم، ما آماده خواهیم بود تا علیه تروریست‌های اسلامی که هم توان و هم نیت حمله به سرزمین اصلی آمریکا را دارند،؛ از جمله با هماهنگی نزدیک با نهادهای بین‌سازمانی و شرکای خارجی به‌طور مستقیم اقدام کنیم. به‌طور هم‌زمان، در پی آن خواهیم بود که متحدان و شرکا را توانمند سازیم تا رهبری تلاش‌ها برای تضعیف و نابودی سایر سازمان‌های تروریستی را بر عهده بگیرند.

*
شبه‌جزیره کره
کره جنوبی با برخورداری از ارتشی قدرتمند، پشتیبانی‌شده با هزینه‌های دفاعی بالا، صنعت دفاعی نیرومند و نظام خدمت سربازی اجباری، توان آن را دارد که با حمایت حیاتی اما محدودتر ایالات متحده، مسئولیت اصلی بازدارندگی کره شمالی را بر عهده بگیرد. کره جنوبی همچنین اراده لازم برای این کار را دارد، چرا که با تهدیدی مستقیم و آشکار از سوی کره شمالی مواجه است. این جابه‌جایی در توازن مسئولیت‌ها با منافع آمریکا در به‌روزرسانی آرایش نیروهای ایالات متحده در شبه‌جزیره کره هم‌راستا است. بدین‌ترتیب، می‌توانیم رابطه ائتلافی‌ قوی‌تر و متقابلا سودمندتر ایجاد کنیم که با اولویت‌های دفاعی آمریکا همخوانی بیشتری داشته باشد و زمینه‌های صلحی پایدار را فراهم آورد.

 

خط تلاش چهارم: تقویت فوق‌العاده پایه صنعتی دفاعی ایالات متحده
پایه صنعتی دفاعی ایالات متحده زیربنای بازسازی و انطباق نیروهای نظامی ماست تا همچنان قدرتمندترین در جهان باقی بمانند. رئیس‌جمهور ترامپ با همکاری کنگره موفق شده است نقطه عطفی تاریخی در صنعت آمریکا ایجاد کند—یک احیای صنعتی در ابعادی کم‌نظیر در یک قرن گذشته و سرمایه‌گذاری‌ تعیین کننده در دفاع ملی کشور—و ما باید امانت‌داران مسئول و شایسته این منابع گرانبها باشیم. این امر برای اطمینان از این موضوع ضروری است که نیروهای مسلح آمریکا سلاح‌ها، تجهیزات و توان حمل‌ونقل و توزیع لازم برای اجرای این راهبرد را در اختیار داشته باشند. همچنین برای تضمین توان ایالات متحده در یاری‌رساندن به متحدان و شرکایی که اکنون سهم بیشتری از بار دفاع جمعی ما بر دوش می‌کشند—از جمله در بازدارندگی یا دفاع در برابر سایر تهدیدهای کم‌اهمیت‌تر—نیز حیاتی است. پایه صنعتی دفاعی در واقع ستون پشتیبان سایر ارکان اصلی این راهبرد به‌شمار می‌رود. از این رو، ما اقداماتی فوری برای بسیج، نوسازی و ایمن‌سازی آن در پیش خواهیم گرفت—تا صنعت دفاعی آمریکا را چنان نیرومند سازیم که برای چالش‌های عصر حاضر همان‌گونه آماده باشد که در قرن گذشته آماده بود.

نیروی رزمی ما وابسته به صنعت دفاعی برای تولید، تحویل و پشتیبانی از مهمات، سامانه‌ها و پلتفرم‌های حیاتی است. آمادگی، کشندگی، گستره قدرت و بقاپذیری ما—و در نهایت گزینه‌های نظامی‌ که ارائه می‌دهیم—به‌طور مستقیم به توان این صنعت در توسعه ایمن، به‌کارگیری، نگهداری، تأمین مجدد و انتقال تجهیزات و مواد جنگی وابسته است که برتری رزمی ما را تضمین می‌کند. بنابراین، ما توانمندی‌های پشتیبانی بومی خود را تقویت خواهیم کرد، فروشندگان غیرسنتی را گسترش می‌دهیم و با عرضه‌کنندگان سنتی صنعت دفاعی، کنگره، متحدان و شرکا، و سایر سازمان‌ها و نهادهای فدرال همکاری خواهیم نمود تا خلاقیت و نبوغ بی‌رقیب ملت بزرگ خود را بار دیگر برانگیزیم، روح نوآوری آمریکایی را احیا کنیم و ظرفیت صنعتی خود را بازیابیم.

عظمت‌بخشی دوباره به صنعت دفاعی، مستلزم اتخاذ چشم‌اندازی روشن، روابطی محکم و تعهدی استوار برای بازسازی بنیادی‌ترین زیربنای قدرت نظامی ماست. همان‌گونه که در راهبرد امنیت ملی تصریح شده است، این تلاش چیزی کمتر از یک بسیج ملی نخواهد بود؛ فراخوانی صنعتی هم‌پایه با احیای عظیم گذشته که ملت ما را در جنگ‌های جهانی و جنگ سردِ پس از آن به پیروزی رساند.

*
جمع‌بندی
رئیس‌جمهور ترامپ با عبور دادن کشور از لبه پرتگاه جنگ جهانی تنها در یک سال پیش، اکنون ملت ما را به سوی عصر طلایی جدیدی رهبری می‌کند؛ عصری که در آن اصل «اول آمریکایی‌ها» نه در قالب شعار، بلکه در رویکردی عقل‌گرایانه، واقع‌نگر و عملی تحقق می‌یابد. دیگر اراده، منابع و حتی جان آمریکایی‌ها در ماجراجویی‌های بیهوده و جاه‌طلبانه در خارج از کشور به هدر نخواهد رفت. اما این به‌معنای عقب‌نشینی نیست. بلکه ما بی‌پرده منافع واقعی و ملموس آمریکایی‌ها را با اتخاذ رویکردی انعطاف‌پذیر و واقع‌گرایانه, در اولویت قرار خواهیم داد. ما روح رزمی و جنگاوری را احیا خواهیم کرد و تمرکز ارتش آمریکا را به هدف اصلی و بی‌بدیلش بازخواهیم گرداند: پیروزی قاطع در جنگ‌های ملت.

در انجام این مأموریت—چنان‌که رئیس‌جمهور ترامپ به‌ صورتی به یادماندنی بیان کرده است—هدف ما نه تهاجم است و نه جنگی بی‌پایان. هدف ما صلح است. صلح، برترین و والاترین خیر است. اما نه صلحی که امنیت، آزادی و شکوفایی مردم ما را قربانی کند، بلکه صلحی که آمریکایی‌ها شایسته آن‌اند؛ صلحی شریف و سرافرازانه. خوشبختانه، این نوع صلح با منافع رقیبان بالقوه ما نیز سازگار است، اگر که خواسته‌های خود را معقول و مهار‌شده نگاه دارند. ما خواهان تحقیر یا تسلیم آنها نیستیم، بلکه تنها انتظار داریم به منافع منطقی و مشروع ما و متحدانمان که در کنار ما ایستاده‌اند احترام بگذارند. اگر همه این را بپذیریم، می‌توان به تعادل قدرتی انعطاف‌پذیر و پایدار میان ما دست یافت و با آن، صلحی حقیقی برقرار خواهد شد.

اما ما در وزارت جنگ آماده خواهیم بود اگر که پیشنهاد سخاوتمندانه‌مان برای صلح، رد شود. ما به‌خوبی می‌دانیم آرزوی صلحی شایسته، به‌تنهایی ضامن تحقق آن نیست. پس اگر رقبای بالقوه ما آن‌قدر نادان باشند که پیام صلح‌طلبانه ما را پس زده و مسیر درگیری را برگزینند، نیروهای مسلح آمریکا آماده خواهند بود تا جنگ‌های ملت را به شیوه‌ای هوشمند و متناسب با منافع آمریکاییان به پیروزی برسانند.

برای تحقق این هدف، این راهبرد تضمین خواهد کرد ما تهدیدها و انتخاب‌های پیشِ رو را با وضوح ببینیم؛ مبارزه با جدی‌ترین و پرپیامدترین تهدیدها علیه منافع مردم آمریکا را در اولویت قرار دهیم؛ شبکه متحدان و شرکای خود را برای مقابله با تهدیدهای پیش‌ِ رو نوسازی کنیم؛ و همواره با شمشیری تیز و نیرومند در یک دست، و شاخه زیتون در دست دیگر،  آماده باشیم.



انتهای پیام /ی.ح


| شناسه مطلب: 413153